مسئله هر كه تشهد اول يا قنوت يا درود بر پيغامبر در تشهد اول بگذارد « 263 »
( 1 ) يا فعلى كند بسهو ، كه عمد او نماز را باطل گرداند ، يا در شك افتد و نداند كه سه ركعت گزارد يا چهار ، به يقين گيرد [ كه سه گزارده است ] و پيش از سلام دو سجدهء سهو بيارد ، و اگر پيش از [ سلام ] فراموش كند پس از سلام بيارد ، چون تذكر نزديك باشد . و اگر پس از سلام سجده كند و در آن حدثش رسد نماز باطل شود ، چه او پس از سلام چون در سجدهء سهو رغبت نمود چنانستى كه سلام را نسيانى گرفت در غير محل خود و تحلّل بدان حاصل نشد « 264 » و او به نماز معاودت نمود ، و براى اين است كه پس از سجده سلام از سر گيرد . و اگر پس از بيرون آمدن از مسجد ، يا پس از درازى فاصله ، سجدهء سهو ياد كند ، سجده فوت شده باشد .
مترجم مىگويد : موجب سجدهء سهو به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - پيش از اين بيان كرديم ، و به نزديك وى سجدهء سهو پس از سلام باشد .
مسئله سبب وسوسة در نيت نماز امّا نقصان عقل است و امّا نادانستن شرع ،
( 2 ) چه امتثال امر خداى چون امتثال امر غير او باشد ، و تعظيم او چون تعظيم غيرى در حق قصد . و هر كه عالمى بر وى در آيد و او قيام نمايد ، اگر گويد كه نيت كردم كه بر پاى ايستم براى تعظيم در آمدن اين عالم به سبب فضل او ، و پيوستهء در آمدن « 265 » او روى خود به دو آورد ، به بىعقلى منسوب شود ، بل همين كه وى را بيند و علم او داند ، داعيهء تعظيم منبعث شود و قيام نمايد و معظّم باشد ، مگر آن كه براى كارى ديگر بايستد يا در حال غفلت . و شرط آن چه نماز پيشين بود و اداى فرض ، از آن جهت كه امتثال امر باشد ، همچنان است كه ايستادن پيوستهء در آمدن بود و روى به در آينده « 266 » آورده ، و باعثى ديگر جز آن منتفى . و قصد تعظيم به ايستادن ثابت [ كند ] تا تعظيم باشد ، چه اگر پشت به وى آورده بايستد يا پس از در آمدن او به مدتى صبر نمايد پس از آن برخيزد ، معظّم نباشد . پس اين صفتها چاره نيست كه معلوم و مقصود باشد ، و حضور آن نفس را در يك لحظه ممكن است . و دراز
هامش
( 263 ) بگذارد ، ترك كند .
( 264 ) إحرام شكسته نشد ، از نماز فارغ نشد .
( 265 ) در متن عربى :
متصلا بدخوله .
( 266 ) در متن عربى : القيام مقرونا بالدخول مع الاقبال بالوجه .