چوب خرمايى كه در دست داشت آن را بماليد ، و اثر آن را به زعفران بيالود و به سوى ما نگريست و گفت : ايّكم يحبّ ان يبزق في وجهه ؟ اى ، كه از شما دوست دارد كه آب دهن در روى وى انداخته شود ؟ گفتيم : هيچ كس دوست ندارد . فرمود : فانّ أحدكم إذا دخل في صلوته فانّ اللّه عز و جل بينه و بين القبلة . اى ، چون يكى از شما در نماز در آيد از روى تعظيم چنانستى كه حق تعالى ميان او و قبله است . چه روى دل چنان كه به حضرت الهى موجه است ، روى تن به قبله موجه است . پس قبله ، به نسبت با روى تن ، چون حضرت الهى باشد ، به نسبت با روى دل . و در لفظى ديگر واجهه اللّه تعالى آمده است . فلا يبزقنّ أحدكم تلقاء وجهه و لا عن يمينه ، لكن عن شماله او تحت قدمه اليسرى . فان بدرته بادرة فليبصق في ثوبه و ليقل به هكذا ، و دلك بعضه ببعض . اى ، پس يكى از شما بايد كه آب دهن در مقابل روى و دست راست خود نه اندازد ، لكن دست چپ و زير قدم چپ خود اندازد . و اگر به زودى اتفاق افتد و بر وى غالب شود چنان كه به جايگاه نتواند انداخت ، بايد كه به جامهء خود بگيرد . و بعضى آن را به بعضى بمالد .
مسئله ايستادن مقتدى را سنتى و فرضى است :
اما سنت آن است كه اگر يك مرد باشد ، از دست راست امام ايستد [ اندكى ] پستر ،
( 1 ) و يك زن پس امام ، و اگر پهلوى امام ايستد زيان ندارد ، و لكن بر خلاف سنت بود .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - چون زنى پهلوى مردى ايستد ، در نمازى تامّ الاركان كه در آن شريك باشند ، نماز مرد باطل شود .
و اگر مردى و زنى باشد ، مرد بر دست راست ايستد و زن پس مرد . و يك تن تنها پس صف نايستد ، بل امّا در صف در آيد و اما يكى را از صف سوى خود كشد . و اگر تنها ايستد نماز درست باشد ، و لكن با كراهيت .
اما فرض اتصال صف است .
( 2 ) و آن چنان بايد كه ميان امام و مقتدى رابطهاى جامع باشد كه ايشان در جماعتاند . و اگر در مسجد باشند [ جامعيت كافى ] بود ، چه مسجد براى آن بنا شده است ، و به اتصال صف حاجت نباشد ، بل بدان حاجت بود كه افعال امام بداند . بو هريره از بأم مسجد به امام اقتدا كرده است . و اگر مقتدى پيش در مسجد باشد ، در راهى يا در صحرايى