تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

مسئله هر كه را نماز پيشين فوت شود تا نماز ديگر ، نماز پيشين اول بگزارد پس نماز ديگر .

( 1 ) و اگر ابتدا به نماز ديگر كند روا باشد ، و لكن ترك اولى بود ، و اقتحام « 261 » شبهت خلاف . و اگر امام يابد ، اول نماز ديگر گزارد پس نماز پيشين قضا كند ، چه جماعت به ادا اولى . مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - در قضاى فوايت ترتيب واجب است ، مگر در حال نسيان و ضيق وقت و كثرت فوايت ، و حد كثرت آن است كه شش نماز فوت شود و وقت هفتم در آيد . و اگر نمازى منفرد در اول وقت بگزارد پس جماعت يابد ، با ايشان هم بگزارد و نيت نماز وقت كند ، و حق تعالى كامل‌تر آن محسوب گرداند . مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - چون يك بار نماز گزارد ، بار ديگر همان نماز نگزارد . و اگر نيت فايته‌اى يا تطوعى « 262 » كند روا باشد . و اگر به جماعت گزارده باشد پس جماعتى ديگر يابد ، بايد كه نيت فايته‌اى يا نفل كند . چه أعادت نمازى كه به جماعت گزارده باشد بار ديگر وجه ندارد ، و احتمال بار ديگر گزاردن براى ادراك فضيلت جماعت باشد .

مسئله اگر پس از گزاردن نماز بر جامه نجاستى بيند اولى قضاى نماز باشد ، و لازم نبود .

( 2 ) مترجم مىگويد : نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - لازم بود . و اگر نجاست در اثناى نماز بيند جامه بيندازد و نماز تمام كند ، و اولى از سر گرفتن بود . و اصل اين « حديث خلع نعلين » است ، چون جبرئيل اخبار كرد كه بر آن نجاست است پيغامبر نعلين بيرون كرد و نماز از سر نگرفت . مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - لازم بود كه از سر گيرد .
هامش
( 261 ) اقتحام ، بىانديشه به كارى در آمدن ، حقير داشتن ، ناچيز شمردن . ( 262 ) تطوّع ، طاعتى كه فريضه نباشد ، نماز تطوّع ، نماز نافله .