مشترك ، و ميان [ 320 ] « 258 » ايشان بنايى مختلف نباشد كه مفرّق شود ، نزديكى به مسافت تير پرتابى بسنده بود ، و آن رابطه باشد ، چه فعل يكى به ديگرى برسد . و اگر در صحن سرايى بر راست يا چپ مسجد ايستد ، و در آن با مسجد هموار باشد ، شرط آن بود كه صف مسجد در دهليز سراى تا صحن بىانقطاع كشيده شود ، و نماز كسى كه در اين صف باشد يا پس از صف روا بود ، و نماز كسى كه پيش از آن صف باشد روا نبود . اين حكم بناهاى مختلف است . اما حكم يك بنا و يك عرصه حكم صحرا باشد .
مسئله مسبوق چون آخر نماز امام دريابد ، آن اول نماز او بود ،
( 1 ) و بايد كه با امام موافقت نمايد و بر آن بنا كند ، و در نماز بامداد قنوت در آخر نماز خود خواند ، اگر چه با امام خوانده باشد .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - آخر نماز او بود .
و اگر بعضى قيام « 259 » [ از نماز ] با امام دريابد به دعا مشغول نشود ، جزئى فاتحه سبك بخواند . و اگر پيش از إتمام فاتحه ، امام ركوع كند و او تواند كه در اعتدال او از ركوع به وى رسد ، فاتحه تمام كند ، و اگر نتواند ، با امام موافقت نمايد و ركوع كند . و بعضى فاتحه « 260 » را حكم كل آن باشد ، و به عذر سبق از وى ساقط شود . و اگر امام ركوع كند و او در سورت باشد بايد كه آن را قطع كند . و اگر امام را در سجده يا تشهد يابد تكبير تحريمه بگويد و بىتكبير انتقال بنشيند ، به خلاف آن كه در ركوع يابد ، چه تكبير دوم براى ركوع بگويد ، زيرا كه آن انتقال وى را محسوب است . و تكبيرات انتقالات اصلى را باشد در نماز ، نه عارضها را كه به سبب اقتدا بود . و تا طمأنينهء وى در ركوع حاصل نشود - در حالى كه امام در حد راكعان باشد - مدرك آن ركعت نباشد . و اگر طمأنينهء او تمام نشود مگر پس از آن چه امام از حد راكعان بگذرد ، آن ركعت فايت باشد .
هامش
( 258 ) در اينجا دو صفحه از عكس نسخهء بريتانيا افتاده است ، بنا بر اين اين از دو نسخهء تركيه و مجلس تلفيقا نقل شد ، و آغاز و انجامش با دو ستاره مشخص گرديد .
( 259 ) بعضى از قيام ، قسمتى ز قيام .
( 260 ) بعضى از فاتحه را ، قسمتى از فاتحه را .