باب ششم در مسئلههاى متفرق كه در آن بلواى عام باشد
( 1 ) و مريد به معرفت آن محتاج شود و اما مسئلههاى نادر در كتب فقه به استقصا بياوردهايم
مسئله فعل اندك اگر چه نماز را باطل نكند مكروه باشد مگر براى حاجت ،
( 2 ) و آن در دفع گذرنده بود پيش نماز كننده يا كشتن كژدمى كه از ضرر آن بترسد و كشتن او به يك زخم و دو زخم [ ميسر شود ] ، و سه زخم بسيار باشد و نماز را باطل كند ، و همچنين دفع شپش و كك ، چون از آن رنج بيند روا باشد ، و همچنين حاجت خاريدن ، چون خشوع را باطل كند .
معاذ - رضى اللّه عنه - شپش و كيك را در نماز بگرفتى . و ابن عمر - رضى اللّه عنه - شپش در نماز بكشتى چنان كه [ خون ] بر دست او ظاهر شدى . و نخعى گفت : بگيرد آن را و سست گرداند ، و اگر بكشد باكى نبود . و ابن مسيب گفت : بگيرد و سست كند ، پس بيندازد . و مجاهد گفت : اولى آن باشد كه آن را بگذارد ، مگر چون رنجه دارد و از نماز مشغول كند ، آن گاه آن را سست كند ، چنان كه رنجه نتواند داشت ، پس بيندازد . و اين رخصت است ، و كمال آن است كه از فعل ، اگر چه اندك باشد ، احتراز كند . و براى اين ، يكى از سلف مگس نراندى و گفتى : نفس خود را بر آن عادت نكنم كه نماز مرا باطل كند . و شنيدهام كه فاسقان پيش پادشاهان بر رنجهاى بسيار صبر كنند و نجنبند .
و در حال فاژه اگر دست بر دهان نهد باكى نبود ، و اولى آن است . و اگر به عطسه خداى را در نفس خود حمد گويد ، و زبان نجنباند . و اگر آروغ آرد بايد كه سر سوى آسمان بر ندارد . و اگر رداى وى بيفتد [ 318 ] نبايد كه آن را راست كند ، و طرف دستار همچنين . و كل آن مكروه است مگر براى ضرورت .
مسئله نماز با نعلين رواست اگر چه كشيدن آن سهل است .
( 3 ) و رخصت در موزه به سبب دشوارى كشيدن نيست ، بل اين نجاست معفو است ، و حكم سر پاى « 255 » همين است . و پيغامبر با نعلين نماز
هامش
( 255 ) سر پاى ، دم پايى .