تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
و در نماز بامداد الم سجده ، و هل اتى على الانسان خواندى .

پنجم نمازها چون در جامع رود مستحب است كه ننشيند تا چهار ركعت نماز نگزارد .

( 1 ) و دويست بار سورت اخلاص در آن بخواند ، در هر ركعتى پنجاه بار . چه از پيغامبر منقول است كه هر كه اين به جاى آورد ، وفات نكند تا جاى خود در بهشت ببيند ، يا ديگرى براى وى ببيند . و دو ركعت تحيّت بگزارد اگر چه امام در خطبه باشد ، و لكن سبك گزارد ، چه پيغامبر - عليه السلام - در اين حال تخفيف فرموده است . و در حديثى غريب آمده است كه پيغامبر خاموش گرديد تا در آينده‌اى تحيت بگزارد . « 247 » [ 316 ] و براى اين كوفيان « 248 » گفته‌اند كه اگر امام براى وى خاموش ايستد تحيت بگزارد . و در اين روز مستحب است كه چهار ركعت نماز گزارد به چهار سورت : انعام و كهف و طه و يس . و اگر اين سورتها نداند يس ، و الم سجده ، و حم دخان ، و سورة الملك بخواند . و در شب جمعه اين چهار سورت بخواند ، چه در او فضل بسيار است . و كسى كه اين سورتها نداند ، آن چه داند از قرآن بخواند ، و آن به منزلت ختمى باشد . و سورت اخلاص بسيار خواند . و مستحب است كه نماز تسبيح بگزارد ، چنان كه در « باب تطوّعات » بخواهد آمد . و پيغامبر - عليه السلام - [ عم خود عباس را ] گفته است : صلّها في كلّ جمعة . و ابن عباس روز آدينه ، پس از زوال ، اين نماز نگذاشتى « 249 » و از بزرگى فضل او اخبار كردى . و اولى آن است كه تا وقت زوال نماز نكند ، و پس از نماز جمعه تا نماز ديگر علم « 250 » شنود ، و پس از آن تا نماز شام به تسبيح و استغفار مشغول گردد .

ششم صدقه روز آدينه - على الخصوص - صدقه مستحب است ،

( 2 ) چه فضل آن از روزهاى ديگر مضاعف باشد ، مگر كسى را كه در حال خطبه خواهد ، « 251 » و اين مكروه است . صالح احمد [ حنبل ] گفت كه درويشى روز آدينه در حال خطبه بخواست - و پهلوى پدرم بود - مردى قطعه‌اى « 252 » پدرم را داد - و پدرم را نمىشناخت - تا بدان درويش دهد . پدرم از وى نستد . و ابن مسعود گفت : چون كسى در مسجد بخواهد مستحق آن باشد كه به وى ندهند ، و چون
هامش
( 247 ) پيغامبر از خطبه باز ايستاد تا واردى دو ركعت تحيّت بگزارد . ( 248 ) كوفيان ، فقهاى كوفه . ( 249 ) نگذاشتى ، ترك نكردى . ( 250 ) علم ، علم دين ( فقه ) . ( 251 ) مگر به كسى كه در حال خطبة صدقه خواهد . ( 252 ) در شرح زبيدى : قطعه ، اى قطعة من فضة .