تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
پس از پيغامبر - عليه السلام - آورده‌اند ، و مسجد همهء مردمان را بود ، و اين به خلاف آن است . و انس مالك و عمران حصين در مقصوره نماز گزاردند ، و نه براى طلب نزديكى آن را مكروه داشتند . « 228 » و شايد كه كراهيت مخصوص باشد به حال تخصيص سلطان و منع مردمان . و اما مجرّد مقصوره ، چون در آن منعى نباشد ، موجب كراهيت نبود . سوم آن كه منبر بعضى را منقطع كند . و صف اول نباشد مگر يك صف متصل كه پيش منبر [ 310 ] بود ، و آن چه بر دو طرف منبر باشد مقطوع بود . و ثورى گفتى : صف اول آن است كه پيش منبر باشد ، و اين سخن وجهى دارد ، بدانچه صف متصل اوست ، و كسى كه در وى باشد [ مقابل خطيب بود و سخن وى بشنود ] . و دور نيست كه گفته آيد كه صف اول [ آن ] باشد كه به قبله « 229 » نزديك‌تر بود ، و معنى اتصال رعايت كرده نشود . و نماز در بازارها و رحبه‌ها « 230 » كه بيرون مسجد بود كراهيت باشد . و بعضى صحابه مردمان را بزدندى و از رحبه‌ها بر كردندى . « 231 »

هشتم آن كه چون خطيب بيرون آيد ، بيش « 232 » [ نماز ] نكند و سخن نگويد ،

( 1 ) بل به جواب مؤذن مشغول شود ، پس به استماع خطبه . و عادت بعضى عوام آن است كه در وقت ايستادن مؤذنان سجده مىكنند ، و در اخبار و آثار اين را اصلى نيست ، و لكن اگر در اين وقت سجدهء تلاوت باشد باكى نبود كه آن را به دعا ممتد گرداند ، چه وقتى فاضل است ، و به تحريم اين سجده حكم نكنيم ، چه تحريم اين را سببى نيست . و از على و عثمان - رضى اللّه عنهما - روايت كرده‌اند كه من استمع و أنصت فله أجران و من لم يستمع و أنصت فله أجر واحد ، و من سمع و لغا فعليه وزر واحد و من لم يستمع و لغا فعليه وزران . « 233 » اى ، هر كه بشنود و خاموش باشد وى را دو ثواب بود ، و هر كه نشنود و خاموش بود وى را يكى ، و هر كه بشنود و لغو گويد وى را يك بزه بود ، و هر كه نشنود و لغو گويد وى را دو . و پيغامبر - عليه السلام - فرمود : من قال لصاحبه و الامام يخطب أنصت أو صه فقد لغا ، و من لغا و الامام يخطب فلا جمعة له . اى ، هر كه يار خود را در حال خطبه براى خاموش بودن أنصت يا صه بگويد لغو گفته باشد ، و هر كه
هامش
( 228 ) و نه . . . مكروه داشتند ، و آن را به خاطر طلب نزديكى ( به امام و استماع ذكر او ) مكروه نداشتند ( شرح زبيدى ) . ( 229 ) قبله ، مراد كعبه است . ( 230 ) رحبه ، حريم بيرونى مسجد . ( 231 ) بر كردن ، بيرون كردن ، راندن . ( 232 ) ديگر . ( 233 ) در عربى : و من سمع و لغا فعليه وزران و من لم يستمع و لغا فعليه وزر واحد .