است كه هر كه نماز ديگر در جامع گزارد وى را ثواب حجّى باشد ، و هر كه نماز شام هم گزارد ثواب عمره [ هم با ] آن ضم شود . و اگر از ريا و تصنع آمن نباشد و از ديدن خلق در اعتكاف « 237 » وى فتنهاى بود يا بترسد كه در ما لا يعنى خوض كند ، فاضلتر آن كه به خانه باز گردد ، با ذكر حق تعالى و تفكر در نعمتهاى او و شكر توفيق وى و بيم تقصير خود و مراقبت دل و زبان تا غروب خورشيد ، تا ساعت شريفه از وى فوت نشود . و نبايد كه در جامع و ديگر مسجدها سخن دنيا گويد . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : يأتي على النّاس زمان يكون حديثهم في مساجدهم امر دنياهم ليس للَّه فيهم حاجة [ فلا تجالسوهم ] . اى ، بر مردمان روزگارى آيد كه سخن ايشان در مسجدها كار دنيا بود ، به نزديك حق تعالى ايشان را اعتبارى نباشد ، پس با ايشان همنشينى مكنيد .
بيان أدبها و سنتها كه از ترتيب گذشته بيرون است و در كل روز عام و آن هفت است .
اول آن كه بامداد ، يا پس از نماز ديگر ، در مجالس علم حاضر شود ،
( 1 ) و در مجلسهاى قصه خوانان نرود ، چه در سخن ايشان خيرى نيست ، و نبايد كه مريد در كل روز آدينه [ 312 ] از خيرها و دعاها خالى باشد ، تا در ساعت شريفه ملابس خير بود ، و پيش از نماز بايد كه در حلقهها ننشيند .
و عبد اللّه عمر از پيغامبر روايت كرد كه نهى عن التّحلّق « 238 » يوم الجمعة قبل الصّلاة ، مگر آن كه [ صاحب حلقه ] عالمى باشد كه به خداى - عز و جل - و به ايام خداى [ تذكير ] كند ، و در دين وى تفقّه نمايد ، « 239 » و بامداد در جامع سخن گويد ، در مجلس چنين [ كسى ] بنشيند و بر اين طريق وى را هم پگاه رفتن جامع حاصل شود و هم استماع علم . و شنيدن علمى كه در آخرت سود دارد فاضلتر از نماز نفل بود . چه بو ذر روايت كرده است كه حضور مجلس علم فاضلتر از هزار ركعت نماز .
و انس مالك گفت در تفسير قول خداى - عز و جل :
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ
. « 240 » كه بدين فضل ، طلب دنيا نخواسته است ، بل عيادت بيمار و شهود جنازه و تعلّم علم و زيارت دوستى الهى « 241 » خواسته است .
و حق تعالى در چند موضع علم را فضل نام كرده است . قال اللّه تعالى :
هامش
( 237 ) اعتكاف ، توقف دايم .
( 238 ) تحلّق ، حلقه حلقه نشستن .
( 239 ) مسائل فقهى بيان كند .
( 240 ) جمعه 62 - 10 .
( 241 ) در شرح زبيدى و زيارة أخ في اللّه .