[ 309 ] كه خطيب يا غير وى پوشيده بود ، يا كسى كه در سلاح بسيار گران ، كه مشغول كند ، يا [ با ] سلاح مذهّب نماز گزارد ، يا غير آن ، چيزى كه انكار آن واجب است - پستر ايستادن وى را بسلامت و جمع انديشه نزديكتر . طايفهاى از علما براى طلب سلامت بر اين جمله كردهاند . بشر حارث « 226 » را گفتند كه پگاه مىآيى و در صف آخر مىايستى ؟ گفت مطلوب نزد [ يكى ] دلهاست نه نزديكى تنها . و اين اشارتى است بدانچه پس ايستادن به سلامت دل وى نزديكتر است .
و سفيان ثورى شعيب حرب را ديد كه نزديك منبر از بو جعفر عباسى استماع خطبه مىكرد ، چون از نماز فارغ شد وى را گفت : دل من مشغول بود به نزديكى تو از اين مرد ، هيچ ايمن بودى كه سخنى شنوى كه [ انكار ] آن بر تو واجب بود و بدان قيام ننمايى ؟ پس [ ذكر ] جامهء سياه كه محدث ايشان بود تقرير كرد . شعيب گفت : نه در خبر پيغامبر است كه اذن فاستمع ؟ گفت :
آن در خلفاى راشدين است ، و اما اين جماعت هر چه از ايشان دور تر شوى و در ايشان ننگرى به خداى - عز و جل - نزديكتر باشى .
و سعيد عامر گفت : پهلوى بو دردا نماز گزاردم ، و او در صفهاى پستر مىايستاد تا به حدى كه در صف آخر اداى نماز اتفاق افتاد ، و چون از نماز فارغ شديم گفتم : نگفتهاند كه خير الصّفوف اوّلها ؟ گفت : آرى الاّ آن است كه اين امتى مرحوم است ، و از امتان ديگر به عاطفت الهى مخصوصتر . و بارى تعالى چون به بندهاى در نماز نظر رحمت فرمايد كسى را [ كه ] در عقب وى بود بيامرزد ، و من در صف آخر به اميد آن ايستادم كه مرا به تبع يكى از ايشان كه در وى نظر رحمت فرمايد بيامرزد . بعضى راويان از پيغامبر - عليه السلام - روايت كردهاند كه اين معنى تقرير فرموده است . پس هر كه بر اين نيت بر طريق ايثار و اظهار حسن خلق پستر ايستد باكى نبود . و در چنين مقامى گفته آيد : الاعمال بالنّيات .
دوم آن كه مقصورهء « 227 » خطيب اگر [ به سلاطين ] مخصوص نباشد ، صف اول مستحب است ، و الا بعضى علما در رفتن [ به ] مقصوره كراهيت داشتهاند . و حسن و بكر مزنى در مقصوره نماز [ نه ] گزاردندى ، و گفتندى كه آن را بر سلطان مقصور كردهاند ، و بدعتى است كه در مسجدها
هامش
( 226 ) در شرح زبيدى آمده است كه در قوت القلوب فقط بشر آمده بىانتساب به پدر و احتمال دارد كه مراد بشر بن حرب يا بشر بن مضور السلمي زاهد باشد .
( 227 ) مقصوره ، جاى ايستادن امام و خليفه در مسجد ، حجره .