تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠

پنجم هيئت در رفتن ، « 219 » بايد كه پاى بر گردن مردمان ننهد و پيش ايشان نگذرد ،

( 1 ) و هر كه پگاه رود اين معنى وى را ميسر باشد ، چه در پاى بر گردن مردمان نهادن تهديدى صعب آمده است ، كه روز قيامت وى را پلى سازند تا مردمان بر وى گذرند . و ابن جريج - به إرسال « 220 » روايت كرده است كه پيغامبر - عليه السلام - در اثناى آن كه خطبهء آدينه مىگفت مردى را ديد كه پاى بر گردن مردمان مىنهاد تا پيشتر آمد و بنشست . پيغامبر چون از نماز فارغ شد روى به وى آورد و گفت : ما منعك ان تجمّع اليوم معنا ؟ گفت : يا رسول اللّه من جمعه گزاردم . فرمود : أ و لم أرك تتخطّى رقاب النّاس ؟ آيا نديدم تو را كه پاى بر گردن مردمان مىنهادى ؟ و اين اشارتى است بدان كه آن حركت عمل وى را باطل كرده است . و در حديثى مسند آمده است كه : ما منعك ان تصلّى معنا فقال أ و لم ترني ؟ فقال رأيتك آنيت و آذيت . اى ، ديدم تو را كه بىگاه آمدى و حاضران را برنجانيدى . و چون صف اول خالى باشد ، روا كه بر مردمان گذرد از براى آن كه ايشان حق خود ضايع كرده‌اند ، و موضع فضيلت بگذاشته . حسن گفت : مردمانى كه روز آدينه بر درهاى جامع نشينند ، پاى بر گردن ايشان نهيد ، كه ايشان را حرمتى نيست . و چون در مسجد جز نماز كننده نباشد بايد كه سلام نگويد ، چه آن تكليف جواب است در غير محل . « 221 »

ششم آن كه پيش نماز كنندگان نگذرد ، و نزديك ستونى يا ديوارى نشيند تا ديگران پيش وى نگذرند .

( 2 ) و آن قاطع نماز نيست ، و لكن منهى است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : لان يقف أربعين سنة خير له من أن يمرّ بين يدي المصلّى . اى ، تا چهل سال ايستاده ماند ، به از آن كه از پيش نماز كننده بگذرد . و گفت : لان يكون الرّجل رمادا رمددا تذروه الرّياح خير له من أن يمرّ بين يدي المصلّى . اى ، مرد خاكسترى باطل [ 308 ] باشد كه بادها وى را ببرد ، به از آن كه پيش نماز كننده گذرد . و در حديثى ديگر ميان گذرنده و نماز كننده تسويه فرموده است ، بدانچه در راه نماز كند ، و در دفع تقصير نمايد . و گفت : لو يعلم المارّ بين يدي المصلّى ، و المصلّى ما عليهما في ذلك لكان أن يقف أربعين خير له
هامش
( 219 ) در رفتن ، داخل شدن . ( 220 ) مرسلا . مرسل حديثى است كه سلسلهء روات آن تا يك راوى تابعى برسد ، يعنى نام صحابى روايت كننده از رسول ( ص ) در آن حذف شده باشد ، و آن از احاديث ضعيف است . ( 221 ) زيرا سلام كردن در حكم آن است كه طرف را در غير محل مكلّف به جواب سلام كنند .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 400 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى