در حال خطبه لغو گويد ثواب جمعه نيابد . و اين دليل است بر آن كه منع از سخن گفتن به اشارت بايد يا به انداختن سنگريزه ، نه به نطق . و آمده است كه بو ذر در حال خطبه گفتن پيغامبر - عليه السلام - ابى « 232 » را پرسيد كه اين سورت كى نازل شده است ؟ ابىّ به دو اشارت كرد كه خاموش باش . و چون پيغامبر - عليه السلام - از منبر فرمود آمد ، ابى بو ذر را گفت : برو كه تو را ثواب جمعه نيست . بو ذر پيش پيغامبر از وى شكايت ، كرد ، پيغامبر فرمود كه ابى راست گفته است . و اگر چه از امام دور باشد نبايد كه [ در ] علم « 233 » و غير آن سخن گويد ، زيرا كه اين متسلسل شود ، و آوازى به مستمعان خطبه رسد . و در حلقهء كسى كه سخن گويد ننشيند و هر كه به سبب دورى از شنيدن عاجز شود بايد كه خاموش باشد ، چه آن مستحب است . و در وقت خطبه ، چون نماز مكروه مىباشد ، [ 311 ] سخن گفتن به كراهيت اولى .
و على گفت - رضى اللّه عنه : تكره الصّلاة في أربع ساعات : بعد الفجر و بعد العصر ، و نصف النّهار ، و الصلاة و الامام يخطب . اى ، در چهار ساعت نماز مكروه باشد : پس از نماز بامداد ، و نماز ديگر ، و ميان روز ، و در حال خطبهء [ امام ] .
نهم آن كه چيزهايى كه در اقتداى غير جمعه مذكور است در جمعه رعايت كند
. ( 1 ) و چون خواندن امام بشنود جز فاتحه نخواند . و چون جمعه به إتمام رسانيد فاتحه و اخلاص و معوّذتين ، « 234 » هر يك هفت بار بخواند . و بعضى سلف گفتهاند كه هر كه بدين قيام نمايد - از آدينه تا آدينه - در عصمت باشد ، و از شيطان وى را حرزى بود . و مستحب است كه پس از نماز جمعه اين دعا بگويد : اللّهمّ يا غنىّ يا حميد يا مبدئ يا معيد [ يا رحيم ] يا ودود أغنني بحلالك عن حرامك و بفضلك عمّن سواك . و گفتهاند : هر كه بدين دعا مداومت نمايد حق تعالى وى را از خلق بىنياز گرداند ، و روزى وى از جايى كه چشم ندارد برساند . پس شش ركعت نماز پس از جمعه بگزارد ، و ابن عمر از پيغامبر دو ركعت روايت كرده است ، و بو هريره چهار ، و على و عبد اللّه « 235 » شش . و همه صحيح است در احوال مختلف ، و كاملتر و فاضلتر . « 236 »
دهم آن كه ملازم مسجد باشد تا نماز ديگر بگزارد ،
( 2 ) و اگر تا نماز شام توقف نمايد بهتر . و آمده
هامش
( 232 ) ابىّ بن كعب .
( 233 ) در علم ، مراد علم دين ( فقه ) است .
( 234 ) معوّذتين ، سورههاى فلق 113 و ناس 114 كه با قل أعوذ آغاز مىشوند .
( 235 ) عبد اللّه بن عباس .
( 236 ) در « احياء » : و الاكمل افضل .