نماز « 217 » است ، و در آن فضلى نيست .
و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفته است : ثلاث ، لو يعلم النّاس ما فيهنّ ، لركضوا الابل في طلبهنّ : الاذان ، و الصفّ الاول ، و الغدوّ إلى الجمعة . اى ، سه چيز است كه اگر مردمان بدانند كه در آن چه ثواب است ، در طلب آن مبادرت و مسابقت نمايند : بانگ نماز ، وصف اول ، و پگاه رفتن به جمعه . احمد حنبل گفت : فاضلتر اين سه ، پگاه رفتن جمعه است .
و در خبر است : إذا كان يوم الجمعة قعدت الملائكة على أبواب المسجد بأيديهم صحف من فضّة و اقلام من ذهب يكتبون الاوّل فالاوّل على مراتبهم . اى ، چون روز جمعه باشد ، فريشتگان بر درهاى مسجد بنشينند در دستهاى ايشان صحيفههاى سيمين و قلمهاى زرين ، آيندگان را - اول پس از اول در آمدن - به ترتيب بر مراتب ايشان مىنويسند .
و در اثر است كه ملايكه بنده را تفقد كنند چون روز جمعه از وقت خود پستر آيد ، بعضى از ايشان از بعضى بپرسند كه « وى كجاست و چه چيز وى را از وقت خود تأخير داشت ؟ » و گويند : اى بار خداى ، اگر موجب تأخير وى درويشى است وى را توانگر گردان ، و اگر رنجورى است شفاش ده ، و اگر مشغولى است فراغتيش بخش تا به عبادت تو پردازد ، و اگر لهو است روى دل وى سوى طاعت آر .
و در قرن اول ، وقت سحر راهها پر بودى از مردمان با چراغها ، كه به جامع مىرفتندى با زحمت ، « 218 » چنان كه روز عيد باشد ، تا آن طريق مندرس شد . و گفتهاند : اول بدعتى كه در اسلام [ 307 ] حادث شد ترك پگاه رفتن جامع بود روز جمعه . و چگونه مسلمانان از جهودان و ترسايان شرم ندارند كه ايشان در كليسا و كنشت روز شنبه و يك شنبه پگاه مىروند ؟ و طالبان دنيا در رفتن سوى عرصههاى [ بازارها ] براى خريد و فروخت و فايدهء آن چگونه پگاه خيزى مىكنند ؟ پس طالب آخرت چرا بر ايشان سبقت ننمايد ؟ و گفتهاند كه نزديكى مردمان در ديدن حق تعالى بر اندازهء پگاه رفتن ايشان باشد به جمعه .
و ابن مسعود بامداد آدينه به جامع رفت ، سه كس را ديد كه پيش از وى آمده بودند ، دلتنگ شد و با خود عتاب مىكرد و مىگفت كه در درجهء چهارم چرا باشى ؟ چرا بر همگنان سابق نشوى ؟
هامش
( 217 ) نماز ظهر .
( 218 ) با زحمت ، با ازدحام .