و در شب يا روز آدينه با اهل خود نزديكى كند ، چه قومى آن را مستحب داشتهاند . و حديث پيغامبر را كه [ رحم اللّه ] من بكّر و ابتكر و غسّل و اغتسل بر اين معنى حمل كردهاند .
مترجم مىگويد : معنى بكّر آن است كه پگاه آمد . چنان كه در حديثى ديگر آمده است : بكّروا بالمغرب . اى ، نماز شام در اول غروب گزاريد . و معنى ابتكر آن بود كه اول خطبه بشنيد ، و اشتقاق او از باكورة است ، و آن نوباوه را گويند . و غسل و غسّل - به تخفيف و تشديد - روايت كردهاند ، و معنى هر دو مباشرت گفتهاند : غسل المرأة و غسّلها . اى ، باشرها ، و فحل بسيار گشن را غسلة خوانند ، و گفتهاند كه [ به ] غسل شستن اعضاى وضو را خواسته است ، و [ به ] اغتسل غسل جمعه را و [ به ] غسّل - به تشديد - اسباغ وضو را ، و بعضى غسل را - به تخفيف و تشديد - بر شستن سر حمل كردهاند ، چه در سر موى باشد و شستن آن مئونتى بود ، و اغتسل بر اعضاى ديگر ، و غسل را - به تخفيف و به تشديد - [ بر شستن ] جامه نيز حمل كردهاند ، و بعضى گفتهاند : به غسل و اغتسل يك معنى خواسته است ، و براى تأكيد به دو لفظ ياد فرموده ، چنان كه هم در اين حديث [ 304 ] گفته است : و مشى و لم يركب . و معنى هر دو يكى است .
و بدين اسباب أدب استقبال كمال پذيرد ، و از زمرهء غافلان ، كه چون بامداد برخيزند ندانند كه چه روز است ، بيرون آيند . و بعضى از سلف گفتهاند كه از روز آدينه ، كامل نصيبتر آن كس است كه از پنج شنبه باز [ آن را ] انتظار كند و مراعات نمايد ، و كم نصيبتر آن كه بامداد آدينه پرسد كه امروز چه روزى است ؟ و براى اين ، بعضى از سلف شب آدينه در جامع خفتندى .
دوم آن كه پس از طلوع صبح غسل كند ،
( 1 ) اگر آن گاه به جامع خواهد رفت ، و اگر نه ، غسل نزديك وقت رفتن اولى ، تا به پاكيزگى نزديكتر بود . و استحباب غسل مؤكد است ، و بعضى علما واجب گفتهاند . پيغامبر - عليه السلام - گفت : غسل الجمعة واجب على كلّ محتلم . و حديث نافع از ابن عمر مشهور است : من أتى الجمعة فليغتسل . و گفته است : من شهد الجمعة من الرّجال و النّساء فليغتسلوا .
و دشنام اهل مدينه اين بود كه تو [ بتر ] از آن كسى كه روز آدينه غسل نكند . و عمر - رضى اللّه عنه - در حال خطبه بود ، عثمان در آمد ، بر سبيل انكار فرمود كه اين ساعت مىآيى ؟
گفت : همين كه بانگ نماز بشنيدم وضو ساختم و بيامدم . فرمود كه بر وضو اقتصار نمودن ، با آن چه دانسته باشى كه پيغامبر - عليه السلام - [ غسل ] فرموده است ، منكر دوم است . و بدين كه عثمان [ غسل نكرد ] جواز ترك آن معلوم مىشود . و به حديثى كه پيغامبر - عليه السلام - فرموده است :