اين باب حكم شهر باشد . و حضور سلطان و دستورى او شرط نيست ، و لكن اولى استيذان « 198 » اوست .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - شرط جمعه مصر جامع است . و در مصر جامع اصحاب او مختلف شده [ اند ] و قولهاى بسيار گفته . و متأخران ، درستتر آن قولها آن را دانستهاند كه شهرى بزرگ باشد ، و در وى كويها و بازارها بود ، و آن را روستاها باشد ، و در او واليى كه انصاف مظلوم از ظالم بتواند ستد ، به حشم خود و به علم خود يا به علم ديگرى ، و در واقعههايى كه زايد ، مردمان به وى رجوع كنند . و سلطان يا استيذان او هم شرط است .
سوم عدد ، كه به كم از چهل مرد مكلّف آزاد مقيم ، كه زمستان و تابستان از آن جا رحلت نكنند ، منعقد نشود . و اگر بپراكنند و اين عدد در خطبه يا در نماز كم شود ، جمعه درست نباشد ، بل اين عدد از اول تا آخر ببايد .
مترجم مىگويد به نزديك بو حنيفه اقل جمع شرط است ، و آن سه تن باشند بيرون امام .
چهارم جماعت ، كه اگر چهل كس در ديهى يا در شهرى متفرق نماز جمعه گزارند درست نباشد ، و لكن مسبوق چون ركعت دوم دريافته باشد انفراد او در [ 302 ] ركعت ديگر روا بود « 199 » ، و اگر ركوع ركعت دوم در نيابد اقتدا كند به نيت نماز پيشين ، و چون امام سلام گفت نماز پيشين به إتمام رساند .
پنجم آن كه جمعه ، به جمعهاى ديگر در آن شهر مسبوق نباشد . « 200 » و اگر اجتماع ايشان در يك جامع متعذر شود ، در دو جامع و سه جامع به اندازهء حاجت روا بود . و اگر حاجت نباشد درست آن بود كه إحرام او سابق باشد ، و اگر حاجت متحقق شود ، پس امامى كه افضل باشد گزاردن فاضلتر بود ، و اگر هر دو متساوى باشند در مسجد قديمتر ، و اگر در آن نيز تساوى بود در مسجد نزديكتر ، و بسيارى مردمان را نيز فضلى است كه رعايت بايد كرد .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - در يك شهر دو جمعه روا نباشد .
هامش
( 198 ) استيذان ، اجازه خواستن .
( 199 ) و لكن المسبوق إذا أدرك الركعة الثانية ( مع الامام في الجمعة كان مدركا للجمعة و ) جاز له الانفراد . . . ( زبيدى ) .
( 200 ) يعنى مقارن نماز جمعهء ديگرى در آن شهر نباشد .