ششم دو خطبه ، و هر دو فريضهاند ، و قيام در هر دو ، و جلسهء « 201 » ميان هر دو ، فرض است .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - فرض نيست .
و در خطبهء اول چهار فرض است : اول تحميد ، و اقل آن الحمد للَّه است ، دوم درود بر پيغامبر خداى ، سوم وصيت به تقوى ، چهارم خواندن آيتى از قرآن . و فرضهاى خطبهء دوم هم چهار است ، الا آن است كه دعا در آن بدل قرائت است . و واجب است كه خطبه را چهل كس استماع كنند .
مترجم مىگويد : به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - اگر در خطبهاى بر تحميدى يا تسبيحى يا تهليلي « 202 » يا تكبيرى اقتصار نمايد جايز باشد .
و اما سنتها
( 1 ) چون زوال خورشيد « 203 » حاصل آيد و مؤذن بانگ نماز گويد و امام بر منبر نشيند ، نماز منقطع شود « 204 » [ مگر تحيّت مسجد ] « 205 » و سخن منقطع نشود مگر به آغاز خطبه . « 206 » و خطيب چون روى به مردمان آرد ، بر ايشان سلام گويد ، و ايشان جواب وى باز گويند . و چون مؤذن فارغ شود بر پاى ايستد روى به مردمان آورده ، بىالتفات [ به راست و چپ ] ، و دستهاى خود به شمشير يا نيم نيزهاى مشغول كند « 207 » تا به بازى نرسد ، « 208 » يا يك دست را بر ديگرى نهد . و ميان دو خطبه جلسهاى سبك به جاى آرد . و در خطبه استعمال لغت غريب و مدهاى « 209 » بىاندازه و سراييدن نكند . و خطبهء كوتاه بليغ جامع گويد . و مستحب است كه در خطبهء دوم هم آيتى بخواند . و چون خطيب در خطبه باشد آينده سلام نگويد ، و اگر گويد مستحق جواب نباشد ، و اگر به جواب « 210 »
هامش
( 201 ) جلسه ، نشست .
( 202 ) تهليل ، لا إله الاّ اللَّه گفتن .
( 203 ) زوال خورشيد ، ميل خورشيد از ميانهء آسمان به طرف مغرب .
( 204 ) از حاضران آن كه در حال نماز نباشد ، چون خطيب بر منبر رود ، سزاوار است كه نماز را آغاز نكند خواه نماز سنت باشد خواه نه و آن كه در حال نماز است سزاوار است آن را كوتاه كند چون اشتغال به نماز موجب فوت سماع اول خطبه مىشود ( شرح زبيدى ) .
( 205 ) مگر نمازى كه وارد به مسجد ، براى تحيّت مسجد خواند كه مستحب است بخواند ولى كوتاه كند .
( 206 ) فقط پس از آغاز خطبه است كه سخن گفتن حاضران روا نيست .
( 207 ) در شرح زبيدى ، دست راست بر منبر و دست چپ به شمشير يا نيم نيزهاى مشغول كند .
( 208 ) تا مجال نيابد كه با دستهايش بازى كند .
( 209 ) مد ، كشيدن .
( 210 ) به جواب ، به عنوان جواب .