وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ .
پس ثمرهء آن صفات بيان فرموده است :
أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ . الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ .
« 156 » در اول به رستگارى صفت فرموده است ، و در آخر به يافتن بهشت .
و نزديك من اين نيست ، كه [ از سرعت زبان در قرائت ] با غفلت دل درجهء او بدين حد رسد . و براى اين در أضداد ايشان فرمود :
ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ .
« 157 » و نماز كنندگان وارثان فردوسند ، و مشاهدان نور خداى ، و متمتعان به نزديكى او از دل ايشان . و از خداى - عز و جل - مىخواهيم كه ما را از جملهء ايشان گرداند ، و از عقوبت كسى كه گفتار وى خوب باشد و كردار وى زشت نگاه دارد ، چه او نعمت دهندهاى كريم است و إحسان او قديم .
حكايتها و خبرها در نماز خاشعان
( 1 ) بدان كه خشوع ثمرهء ايمان و نتيجهء يقين به جلال حق تعالى است ، و هر كه آن روزى يابد ، در نماز و غير آن خاشع باشد ، بل در خلوت ، و آبخانه در حال قضاى حاجت هم ، چه موجب خشوع معرفت اطلاع بارى تعالى است بر بنده ، و معرفت جلال او ، و معرفت تقصير بنده . و از اين معرفتها خشوع زايد و به نماز مخصوص نباشد . و براى آن ، از يكى از ايشان آمده است كه چهل سال سر سوى آسمان بر نداشته بود از شرم حق تعالى و خشوع او .
و ربيع خثيم چشم چنان فرو خوابانيدى و ساكن بودى كه بعضى مردمان وى را نابينا پنداشتندى . و بيست سال بر عبد اللّه مسعود اختلاف كردى ، و چون بيامدى و در بكوفتى ، كنيزكى بيرون آمدى ، وى را سر پيش انداخته و چشم خوابانيده ديدى ، و [ ابن مسعود ] را گفتى كه دوست تو ، آن نابينا ، آمده است . و ابن مسعود چون در وى ديدى گفتى :
وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ .
« 158 » به خداى كه اگر پيغامبر تو را ديدى شاد شدى ، و در روايتي ديگر : تو را دوست گرفتى .
و روزى با ابن مسعود در بازار آهنگران رفت ، كورهها ديد كه مىدميدند ، و آتشها مىافروخت ، بيهوش در افتاد ، و ابن مسعود نزديك سر وى تا وقت نماز بنشست ، و او به هوش نيامد . همچنان بيهوش وى را بر پشت گرفت و به خانه رسانيد ، و بيهوش بماند [ تا ] هم بدان وقت كه آغاز بيهوشى وى بود به هوش باز آمد ، و پنج نماز وى را فوت شد ، و ابن مسعود بر سر او بود ، گفت : به خداى كه [ اين ] خوف است . و ربيع گفت : هرگز در نمازى [ 290 ] در نيامدم كه نه همهء
هامش
( 156 ) مؤمنون 23 - 9 تا 11 .
( 157 ) دهر 74 - 42 و 43 .
( 158 ) حج 22 - 34 .