ملايكه از نزديك دوش او تا آن جا كه هواست بايستند ، به نماز او اقتدا كنند ، و بر دعاى وى آمين گويند ، و بر نماز كننده نيكويى از عنان « 152 » آسمان تا فرق او نثار كرده شود ، و مناديى وى را مىگويد :
اگر مناجات كننده بداند كه مناجات وى با كيست التفات نكند . و درهاى آسمان براى نماز كنندگان گشاده شود ، و حق تعالى به صدق نماز كننده با ملايكه مباهات فرمايد . و گشادن درهاى آسمان و مواجههء حق تعالى به وجه خود كنايتى است از كشفى كه ياد كرديم .
و در تورات نوشته است : اى پسر آدم ، عاجز نيستى از آن چه در حضرت خداى با نماز و گريه و تضرع بايستى ، و منم آن خداى كه به دل [ تو ] نزديكم ، و در غيب نور من مىبينى . و سلف گفتهاند : اعتقاد ما آن بود كه رقت و گريه و خشوع ، كه نماز كننده در دل خود مىيابد ، از نزديكى حق است به دل ، و چون آن نزديكى نزديكى مكانى نباشد ، پس آن را معنيى نبود ، مگر نزديكى به هدايت و رحمت و كشف حجاب .
و گفتهاند كه چون بنده دو ركعت نماز گزارد ، ده صف از فريشتگان كه هر صفى ده هزار فريشته بود از آن شگفت دارند ، و بارى تعالى با صد هزار فريشته بدان مباهات فرمايد ، بدانچه بنده ميان قيام و قعود و ركوع و سجود جمع [ كرده ] است ، و اين چهار مقام بر چهل هزار فريشته تفرقه شده است ، چه اهل قيام تا روز قيامت ركوع نكنند ، و اهل سجود تا روز قيامت سر بر نيارند ، و اهل ركوع و قعود همچنين ، چه آن چه فريشتگان يافتهاند از قرب و رتبت لازم ايشان است ، و بر يك حال مستمرند ، زيادت و نقصان نشود . و براى آن [ خداى تعالى خبر داده است از ايشان به قول خود ] :
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ .
« 153 » و مردم از فريشتگان متميز است بدانچه از درجهاى به درجهاى ترقى كند و هميشه به بارى تعالى تقرب مىنمايد و مزيد قرب مىيابد ، و أبواب مزيد بر فريشتگان مسدود است ، و هر يكى را از ايشان نيست جز مرتبهاى كه آن مرتبه بر وى موقوف است ، و از عبادتى كه او بدان مشغول است به غير آن انتقال نكند ، و در آن سستى ننمايد . چنان كه در قرآن است :
وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ . يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ .
« 154 » و كليد مزيد درجات نمازهاست ، و حق تعالى گفته است : [ 289 ]
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ .
« 155 » پس از ايمان ، ايشان را به نمازى مخصوص - و آن نماز با خشوع است - مدح فرموده است . پس اوصاف رستگاران را نيز به نماز ختم كرده و گفته :
هامش
( 152 ) عنان ، سحاب ، أبر .
( 153 ) صافات 37 - 164 .
( 154 ) انبياء 21 - 19 و 20 .
( 155 ) مؤمنون 23 - 1 و 2 .