بنده به سجود محل قربت يابد و براى آن حق تعالى گفت :
وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ
« 151 » . و مكاشفهء هر نماز كننده به اندازهء صفاى او باشد از كدورتهاى دنيا . و آن به قوت و ضعف ، و اندكى و بسيارى ، و روشنى و پوشيدگى مختلف شود ، تا بعضى را چيزى به عين آن منكشف شود ، و بعضى را به مثال ، چنان كه بعضى را دنيا در صورت مردارى منكشف شد ، و شيطان در صورت سگى بر آن نشسته مردمان را سوى آن مىخواند . و به سبب آن چيز كه مكاشفه در آن باشد نيز مختلف گردد ، چه بعضى را صفات خدايى و جلال او منكشف شود ، و بعضى را افعال او ، و بعضى را دقايق علمهاى معاملت . و تعيين آن معنيها را در هر وقتى سببهاى خفيهء خاص باشد كه در شمار نيايد .
و چيزى كه مناسبت آن بدان بيشتر است همت است ، چه همت چون در چيزى معين بود آن چيز به انكشاف اولى باشد . و چون اين كارها ديده نشود مگر در آيينههاى مصقول ، و همهء آيينهها زنگ گرفته است ، و هدايت از آن در پرده شده ، نه از آن روى كه از منعم هدايت بخلى است ، بل بدان سبب كه خبثى بر [ مصب ] هدايت متراكم شده است ، زبانها در انكار امثال اين سخن مسارعت مىنمايد ، چه طبع بر انكار چيزى كه حاضر نباشد مجبول است . و اگر جنين را عقل باشد ، انكار نمايد كه مردمى در متّسع « 152 » هوا موجود بود . و اگر طفل را تمييز باشد ، روا كه انكار كند آن چه عاقلان مىگويند از ادراك ملكوت آسمان و زمين . و همچنين مردم ، در هر طورى خواهد كه آن چه وراى اوست انكار كند . و هر كه طور ولايت را منكر شود لازم آيد بر وى كه طور نبوت را منكر بود . و خلق را أطوار آفريده شده است ، و نبايد كه هر كسى آن چه وراى درجهء اوست منكر شود . آرى چون آن معنى را از راه مجادله و بحثهاى مشوش طلبيدند نه از راه صافى كردن دل از غير خداى ، نيافتند و آن را انكار كردند .
و كسى كه از اهل مكاشفه نباشد كم از آن نبايد كه به غيب ايمان آرد ، و آن را تصديق نمايد تا به تجربه مشاهده كند . چه در خبر است : انّ العبد إذا قام في الصّلاة رفع اللّه الحجاب بينه و بين عبده ، و واجهه بوجهه ، و قامت الملائكة من لدن منكبيه إلى الهواء يصلّون بصلاته و يؤمنون على دعائه و انّ المصلّى لينثر [ 228 ] عليه البرّ من عنان السّماء إلى مفرق رأسه و يناديه مناد لو علم هذا المناجى من يناجي ما التفت . و انّ أبواب السّماء تفتح للمصلّين و انّ اللّه عزّ و جلّ يباهي ملائكته بصدق المصلّى . اى ، بنده چون در نماز ايستد حق تعالى حجاب بردارد ميان خود و ميان بندهء خود ، و به وجه خود مواجهه فرمايد ، و
هامش
( 151 ) علق ، 96 - 19 .
( 152 ) متّسع ، فضاى فراخ ، فراخنا .