پس در آخر نماز خود دعايى كه مروى است با تواضع و خشوع و تضرع و ابتهال و صدق اميدوارى به اجابت بگوى ، و مادر و پدر خود و ديگر مؤمنان را در دعا شريك كن ، و در حال سلام گفتن قصد سلام ملايكه و حاضران دار ، و بدان نيت ختم نماز كن ، و شكر خداى بر آن چه توفيق إتمام اين طاعت داد در دل آر . و توهم كن كه بدين ، نماز وداع مىكنى ، و روا كه چندان حيات نباشد كه ديگرى مثل آن ادا كنى . پيغامبر - عليه السلام - گفت : صلّ صلوة مودّع . « 147 » پس ترس و شرم تقصيرى كه در نماز رفته است در دل آر ، و بترس از آن چه نماز تو مقبول نشود و به گناهى ظاهر يا باطن ممقوت باشى و نماز تو در روى تو باز زده شود ، و مع ذلك اميد دار كه به فضل و كرم خود قبول كند .
و يحيى وثّاب چون نماز گزاردى [ تا ] ساعتى اندوه نماز بر روى وى ظاهر بودى . و إبراهيم نخعى ساعتى پس از نماز چنان بودى كه گويى رنجور است .
و اين تفصيل نماز خاشعان است كه بر نمازها محافظت و مداومت نمايند ، و با حق تعالى بر اندازهء استطاعت خود در عبوديت مناجات كنند . و مردم بايد كه بر اين نماز نفس خود را عرضه دارد ، و بدان اندازه كه وى را از آن [ ميسر ] شود شاد باشد ، و بر آن چه [ فايت ] شود متحسّر ، و در معالجت آن كوشد .
و اما نماز غافلان
( 1 ) مخطر « 148 » است ، مگر آن كه حق تعالى به رحمت خود بپوشد ، و رحمت واسع است و كرم فيّاض .
پس از خداى - عز و جل - مىخواهيم كه ما را به رحمت خود مغمور گرداند « 149 » و به مغفرت خود بپوشد ، چه ما را وسيلتى نيست مگر اعتراف به عجز از حق طاعت او .
و بدان كه مخلّص كردن « 150 » نماز از آفتها ، و خالص گردانيدن آن براى رضاى خداى ، و گزاردن آن شرطهاى باطن كه ياد كرديم [ 287 ] - از خشوع و تعظيم و شرم - سبب حصول نورهاست در دل ، كه آن نورها مفاتيح علمهاى مكاشفه شود . و اولياى خداى ، كه به ملكوت آسمان و زمين و اسرار ربوبيت مكاشفهاند ، مكاشفهء ايشان در نماز باشد ، خاصه در سجده ، چه
هامش
( 147 ) نماز وداع كننده بگزار .
( 148 ) مخطر ، در خطر .
( 149 ) غريق رحمت خود گرداند .
( 150 ) مخلّص كردن ، صاف كردن .