و بدانچه بزرگتر از هر عظيمى است ، و بر دل خود آن را مكرر كنى تا مؤكد شود .
پس از ركوع [ بر ] آيى به اميد آن چه بر خوارى تو ببخشايد ، و در نفس خود اميد را به گفتن سمع اللّه لمن حمده مؤكد گردانى ، اى ، اجابت فرمايد شاكر را « 146 » . پس شكر ، كه متقاضى مزيد است ، در عقب آن آرى و گويى : ربّنا لك الحمد ، و حمد را به گفتن ملء السّموات و الارض بسيار گردانى .
پس در سجود رو - و آن بزرگترين درجات فروتنى است - و عزيزترين اعضاى خود را - و آن روى است - بر ذليلترين چيزى - و آن خاك است - [ بنه ] و در آن كوش كه ميان ايشان حايلى نباشد چه آن به فروتنى و ذليلى نزديكتر . و چون نفس خود در مقام ذلّ داشتى ، بدان كه در مقام ملايم و مناسب داشتهاى ، و فرع را به اصل باز رسانيده ؛ چه تو از خاك آفريده شدهاى و رجوع هم بدان خواهد بود . و در آن حال عظمت حق تعالى بر دل خود تازه كن و بگو : سبحان ربّى الاعلى ، و به تكرار مؤكد گردان كه اثر يك بار ضعيف باشد . و چون نرمى دل ظاهر شد ، اميد تو بايد كه در رحمت پروردگار قوت گيرد ، كه رحمت او به ذلّ و ضعف مسارعت نمايد ، نه به تكبر و بطر .
و سر از سجده ، تكبير گويان و حاجت خواهان به گفتن ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم يا دعايى ديگر كه خواهى ، برآر ، و تواضع را به تكرار مؤكد گردان ، و سجدهء دوم همچون [ 286 ] سجدهء اول بكن .
و اما تشهد
( 1 ) چون بنشستى به ادب نشين ، و تصريح كن كه كل آن چه بدان وسيلت مىجويى از صلوات و طيبات ، اى ، اخلاق طاهره ، خداى راست ، و همچنين ملك خداى راست ، و معنى تحيات آن است . و در دل خود پيغامبر را و شخص بزرگوار وى را حاضر كن و بگو : سلام عليك ايّها النّبى و رحمة اللّه و بركاته و اميدت بايد كه صادق باشد در آن چه به وى بخواهد رسيد ، و كاملتر از آن به تو باز خواهد رسانيد . پس بر نفس خود و همهء بندگان صالح خداى سلام گوى ، و اميد دار كه حق تعالى سلامى صافى به عدد بندگان صالح خود به تو رساند . پس براى وى به وحدانيت ، و براى پيغامبر به رسالت گواهى ده ، عهد خداى را به أعادت دو كلمهء شهادت تازه گرداننده ، و خود را بدان در حصن آرنده .
هامش
( 146 ) اجابت فرمايد شاكر را ، تفسير « سمع اللّه لمن حمده » است .