تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

اما دوام قيام

( 1 ) تنبيهى است بر اقامت دل با خداى تعالى بر يك صفت از حضور . پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ اللّه مقبل على المصلّى ما لم يلتفت ، و چنان كه نگاه داشت سر و چشم از التفات به جهتها واجب است ، نگاه داشت سرّ از التفات به غير نماز واجب است . و اگر التفات كند ، ياد ده [ او را ] كه حق تعالى بر تو مطلع است ، و خوار داشت مناجات كننده آن كس را كه با وى مناجات مىكند زشت باشد . و خشوع را ملازم دل كن ، چه خلاص از التفات باطن و ظاهر ثمرهء خشوع است ، و چون باطن خاشع باشد ظاهر خاشع شود . پيغامبر - عليه السلام - در حق نماز كننده‌اى كه با محاسن خود بازى مىكرد فرمود كه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه . چه رعيت در حكم « 142 » راعى باشد ، و براى اين در دعا آمده است : اللّهمّ اصلح الرّاعى و الرّعيّة ، و راعى و رعيت دل و جوارح است . و صدّيق - رضى اللّه عنه - در نماز چون ميخى بودى ، و عبد اللّه زبير چون چوبى . و بعضى از ايشان در ركوع چنان ساكن شدندى [ 285 ] كه گنجشكان بر وى نشستندى ، گويى جماد است . و كل اين چه گفتيم ، در پيش كسى كه از ابناى دنيا معظّم باشد « 143 » ، طبع اقتضا كند ، پس چگونه كسى كه مالك الملوك را بشناسد ، طبع او در حضرت وى اين اقتضا نكند ؟ و كسى كه در پيش غير حق تعالى آراميده باشد و در حضرت حق تعالى مضطرب ، آن از قصور معرفت او بود از جلال حق تعالى و اطلاع وى « 144 » بر سرّ و ضمير او . عكرمه در تفسير اين آيت : الّذي يراك حين تقوم و تقلّبك في السّاجدين « 145 » گفت : قيام و ركوع و سجود و جلوس را خواسته است .

و اما ركوع و سجود

( 2 ) بايد كه ذكر كبرياى حق تعالى تازه كنى ، و دستها بردارى به زينهار خواستن به عفو حق تعالى از عقوبت او ، و متابعت سنت پيغامبر . پس ذلّ و فروتنى آغاز كنى به ركوع ، و در نرم گردانيدن دل و تجديد خشوع كوشى . و ذلّ خود و عزّ مولى ، و فرومايگى خود و علو او در دل آرى و بر تقرير آن در دل به زبان استعانت كنى و پروردگار خود را تسبيح گويى و براى وى گواهى دهى به عظمت ،
هامش
( 142 ) در حكم ، به فرمان ، تحت حكم . ( 143 ) در پيش كسى از ابناى دنيا كه معظّم ( مورد تعظيم ) باشد . ( 144 ) حق تعالى . ( 145 ) شعراء 26 - 218 و 219 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 373 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى