توبه و پشيمانى بر آن چه رفته است در تطهير آن كوش ، و در مستقبل عزيمت ترك مصمم كن ، و باطن را كه موقع نظر معبود تو است پاك گردان .
و اما ستر عورت
( 1 ) بدان كه معنى آن پوشيدن زشتيهاى تن است از چشم خلق ، چه ظاهر تن موقع نظر خلق است .
پس در عورتها و فضيحتهاى سر ، كه جز پروردگار تو بر آن مطلع نيست ، چه مىانديشى ؟ و آن فضيحتها را به خاطر خود آر ، و نفس خود را به ستر آن مطالبت كن . و بتحقيق بدان كه از عين اللّه هيچ چيز ستر نكند ، و جز پشيمانى و شرم و ترس كفّارت آن نباشد . و فايدهء احضار آن در دل آن بود كه لشكرهاى ترس و شرم از مكامن « 131 » آن منبعث شود و نفس تو بدان مذلّل گردد ، و دل تو در تحت خجالت استكانت « 132 » نمايد ، و در حضرت حق تعالى بايستد ، ايستادن بندهء گناهكار بد كردار گريخته كه سر از ترس و شرم پيش انداخته و به مولاى خود رجوع نمايد .
و اما استقبال قبله
( 2 ) گردانيدن ظاهر روى تو است از ديگر جهتها به جهت خانهء خداى . و چه مىپندارى كه گردانيدن دل تو از ديگر كارها سوى كار الهى از تو مطلوب نيست ؟ هيهات جز آن خود مطلوبى نيست . و اين كارهاى ظاهر جنبانيدن باطن است و ضبط جوارح و ساكن داشتن آن بدانچه در يك جهت ثابت بود ، تا بر دل ستم نكند . چه ، جوارح چون در حركتها و التفاتها به جهتها تعدى نمايد ، دل را تبع خود [ گرداند و او را از وجه اللّه بگرداند . پس روى دل تو بايد كه با روى تن تو باشد . و بدان ، چنان كه ] روى به جهت حاضر متوجه نشود [ 280 ] تا از غير آن نگردد ، دل نيز به خداى - عزّ و جل - منصرف نشود تا از جز خداى فارغ نگردد .
و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : إذا قام العبد إلى صلوته فكان هواه و وجهه و قلبه إلى اللّه انصرف كيوم ولدته امّه . اى ، چون بنده به نماز ايستد و هوى و روى و دل او به خداى باشد ، باز گردد چون روز ولادت از مادر .
هامش
( 131 ) مكامن ، كمينگاهها .
( 132 ) استكانت ، فروتنى .