از آن انديشهها موجب بعضى شود . و هر كه رتبت او قوى باشد و همت او عالى ، آن چه بر حواس او گذرد وى را مشغول نكند ، و لكن انديشهء ضعيف هر آينه بدان متفرق شود . پس علاج او قطع اين سببها باشد ، بدانچه چشم را فرو خواباند يا در خانهء « 113 » تاريك نماز گزارد يا پيش خود چيزى نگذارد كه حس را مشغول كند ، و در نماز نزديك ديوار ايستد تا مسافت بصر را وسعتى نباشد ، و از شارعها و جايهاى منقوش و فرشهاى مصبوغ « 114 » احتراز لازم شناسد . و براى آن ، متعبدان در خانهء خرد تاريك كه وسعت او بيش از مقدار سجود نباشد تعبد كردندى ، تا انديشهء ايشان مجتمعتر بودى ، و اقويا در مسجدها حاضر شدندى ، و چشمها فرو خوابانيدندى ، و از جايگاه سجده نگذرانيدندى ، و كمال نماز در آن دانستندى كه كسى را كه به راست و چپ ايشان باشد نشناسند . و ابن عمر بر جاى نماز مصحفى و شمشيرى نگذاشتى ، و نبشتهاى نديدى كه نه آن را پاك كردى .
اما اسباب باطنه
( 1 ) و آن صعبتر است . چه قصدهاى او چون در واديهاى دنيا متفرق شد ، انديشهء او در يك فن منحصر نشود ، بل هميشه از جانبي به جانبي مىرود . و فرو خوابانيدن چشم وى را بسنده نباشد ، چه چيزى كه پيش از آن در دل افتاده باشد مشغول كردن را بسنده بود . و طريق اين كس آن است كه نفس را بقهر باز گرداند سوى فهم آن چه در نماز مىخواند ، و او را بدان از غير آن مشغول كند .
و معونت او در اين راه از آن باشد كه پيش از تحريمهء نماز مستعدّ آن شود بدانچه ذكر آخرت و موقف مناجات و خطر « 115 » مقام در حضرت بارى تعالى و هول مطّلع ، « 116 » بر نفس خود تازه گرداند ، و دل خود را پيش از تحريمهء نماز از مهمات فارغ كند ، و شغلى كه خاطر او بدان ملتفت شود خود را باقى نگذارد .
پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - عثمان شيبه را گفت كه من فراموش كردم كه تو را بگويم تا ديگى را كه در خانه « 117 » است بپوشى ، چه نبايد كه در خانه چيزى باشد كه مردمان را از نماز [ 277 ] ايشان مشغول كند .
هامش
( 113 ) خانه ، أطاق .
( 114 ) مصبوغ ، رنگين .
( 115 ) خطر ، اهميت ، بزرگى .
( 116 ) مطّلع ( اسم مكان ) ، موضع اطلاع ( ديده ورى ) كه از فراز است به فرود ( شرح زبيدى ) .
( 117 ) خانه ، أطاق .