تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
اميد دارد كه كسى به وى اقتدا كند ، اول بانگ نماز گويد . و چون آن به جاى آورد نيت حاضر گرداند . و در نماز پيشين مثلا به دل بگويد كه « ادا مىكنم فريضهء نماز پيشين براى خداى عز و جل » . تا به ادا از قضا متميز شود ، و به فريضه از نفل ، و به نماز پيشين از نماز ديگر و ديگر نمازها . و معانى اين ألفاظ بايد كه در دل حاضر باشد ، كه نيت آن است و ألفاظ ياد دهند و حاضر كنندهء آن بود ، و بكوشد كه تا آخر تكبير ، آن در دل وى باشد و دور نشود . و چون در دل وى حاضر شد دست تا برابر دوش بردارد ، پس از إرسال « 37 » ، چنان كه دو كف او برابر دو دوش او باشد و دو إبهام او برابر دو نرمهء گوش و سرهاى انگشتان برابر سرهاى گوش ، تا در ميان خبرهايى كه در اين باب وارد شده است جمع كرده باشد . مترجم مىگويد كه نزديك شافعى دست برابر دوش برد و نزديك بو حنيفه برابر گوش و نزديك مالك برابر سر . و چنان كه مصنف تقرير كرده است تلفيقى مىباشد ميان هر سه مذهب . و اين طريقى خوب است . و كف سوى قبله دارد و انگشتان مبسوط ، و تكلف گشادن و فراهم آوردن نكند ، بل بر مقتضى طبع بگذارد . چه در اثر ، هم گشادن آمده است و هم فراهم آوردن ، و اين ميانهء آن هر دو باشد و اولى بود . و چون دستها در مقر خود قرار گرفت تكبير با إرسال دست و احضار نيت آغاز كند . مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - مقارنهء نيت با تكبير شرط نيست ، و اگر پيش از آن نيت كرده باشد و به عملى ديگر مشغول نشده ، روا بود . پس هر دو دست بالاى ناف و فرود سينه بنهد . مترجم مىگويد كه اشارت در اين وضع آن است كه دل را به حضرت بارى تعالى موجه كرده است . و دست بر دل نهاده تا چنانستى كه وى را از وساوس شيطان نگاه مىدارد . و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - فرود ناف نهد . و اشارت در اين وضع آن است كه دستهاى خود را گرد دل خود چون دايره‌اى ساخته است ، تا چنانستى كه خواطر پراكنده را جمع مىكند سوى دل ، و از آن جا به حضرت بارى تعالى بر مىدارد . و دست راست بر دست چپ دارد ، براى اكرام دست راست ، و انگشت شهادت و ميانگى
هامش
( 37 ) إرسال ، فرو گذاشتن ، رها كردن .