بر درازى ساعد چپ فرو گذارد ، و به خنصر و بنصر و إبهام بند دست چپ را [ 261 ] بگيرد .
و در روايت ، تكبير به وقت برداشتن دستها و به وقت قرار گرفتن آن و به وقت فرو گذاشتن آمده است ، و در كل آن حرجى نيست ، و لكن به وقت فرو گذاشتن مناسبتر . چه تكبير كلمهء عقد است ، و دست راست بر دست چپ نهادن ضرورت عقد . و آغاز آن فرو گذاشتن دست است و انجام آن نهادن دست بر دست . و اول تكبير « ألف » است و آخر آن « راء » ، و رعايت و مطابقت ميان فعل و عقد لايق باشد .
و اما برداشتن دست ، چون مقدمهاى است اين آغاز را ، و بايد كه به وقت فارغ شدن از تكبير دستها را سوى پيش رفع نكند ، و در پس دوش نبرد ، بل فرو گذارد ، فرو گذاشتنى سبك و نرم . و پس از فرو گذاشتن ، دست راست بر دست چپ نهادن آغاز كند . و در بعضى روايات آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - چون تكبير گفتى ، دستها فرو گذاشتى و چون خواستى كه قرائت آغاز كند ، دست راست بر دست چپ نهادى . و اگر اين درست شود اولى بود از آن چه ياد كرديم .
و اما تكبير ، « هاء » اللّه بايد كه مضموم بگويد ، ضمّتى سبك ، و در آن مبالغت ننمايد ، و ميان « هاء » و « ألف » مثل واوي داخل نكند ، و اين به سبب مبالغت تواند بود ، و ميان « باء » و « راء » أكبر ، الفى در نيارد تا اكبار را نماند ، و « راء » مجزوم گويد نه مضموم . و اين هيئت تكبير است و آن چه با آن بود .
قرائت
( 1 ) آن گاه دعاى استفتاح آغاز كند . و پس از اللّه أكبر ، گفتن كبيرا و الحمد للّه كثيرا و سبحان اللّه بكرة و اصيلا نيكو بود ، و وجّهت وجهي ، تا بدين جا كه و انا من المسلمين بخواند و بگويد سبحانك اللّهمّ و بحمدك و تبارك اسمك و تعالى جدّك و لا إله غيرك ، تا ميان آن چه در اخبار [ متفرق ] آمده است جمع كرده باشد . و اگر پس امام بود اختصار نمايد ، اگر امام سكتهاى دراز نكند كه در آن فاتحه بخواند . پس أعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ، بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بگويد . پس فاتحه - به تمام تشديدها و حرفها - بخواند ، و در فرق كردن ميان « ضاد » و « ظاء » جهد كند ، و در آخر فاتحه آمين به مد بگويد ، و آن را به كلمهء و لا الضّالين نپيوندد .
و در نماز بامداد و شام و خفتن به جهر خواند ، مگر آن كه مقتدى باشد ، و آمين بلند بگويد .