تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
و حمدا للَّه تعالى كه مجلس عالى صاحبى ، چنان كه از نعمتهاى خارجى و جسمانى حظى كامل يافته است ، از نعمتهاى روحانى نصيبى وافر گرفته است و مىگيرد . چه با آن كه مصالح چند إقليم به اقلام وى مربوط است ، و تدابير چند مملكت واسع به آراى وى منوط ، و اثقال اين اشغال و اعباى « 21 » اين امور تحمل مىنمايد ، و تمشيت اين مصالح و تنفيذ اين مراسم تكفل مىفرمايد ، به مباحثهء علما و مدارسهء كتب مىپردازد ، و جمام اوقات و تمام خلوات خود بدان مشغول مىدارد ، و اموال در اقتناى كتب و ارتباط علما صرف مىگرداند ، و در امتثال فرمان
وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ
« 22 » ، مى كوشد و با قضيهء
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 23 » ، مقدمهء
وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
« 24 » را رعايت مىنمايد .
فلا هو في الدّنيا مضيع نصيبه * و لا عرض الدّنيا عن الدّين شاغله « 25 »
و اميد واثق است كه با آن چه خلعت و أتيناه في الدّنيا حسنة يافته است تشريف
وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ
« 26 » را ملابس باشد . چه وى را محقق شده است و مبرهن گشته كه اين نعمتهاى خارجى مفارقت خواهد نمود و اين دولتهاى ظاهرى را بقايى و دوامى [ 9 ] نخواهد بود . و از اين روى به تكميل قواى روحانى و به تحصيل كمالات علمى و عملى مايل است ، و از مناهج بهيمى و سبعى به معارج انسانى و ملكى مترقى . و يكى از دلايل كمال اعتنا و تمام اهتمام وى در اعلاى اعلام علم و اشارت معالم تقوى آن است كه سالهاست تا خاطر خطير و رأى منير وى بدان مصروف است كه احياى علوم دين به ترجمه رسد ، با آن چه « 27 » فهم و معرفت وى به حقايق عبارات و دقايق اشارات عربيت محيط است ، اما براى آن كه فايدهء وى عام شود و منفعت آن شامل بود و ميامن و بركات آن عموم و شمول ايام دولت وى را ذخيره ماند و در دنيا ذكر جميل و در عقبى أجر جزيل حاصل آيد ، در آن سعى مىفرمايد . و بر مقتضى اين مقدمه ، اين دعا گوى را به ترجمهء آن مثال داد . و إتمام اين مقصود و تحصيل اين مطلوب در غايت تعذّر و نهايت تعسّر بود . چه تزاحم افواج حوادث و تلاطم امواج وقايع اعتلال طبع و اختلال حال بار آورده است ، و كربت غربت و شين « 28 » دين آتش حدت خاطر
هامش
( 21 ) اعبا ، سنگينىها ، بارها . ( 22 ) قصص 28 - 77 . ( 23 ) قصص 28 - 77 . ( 24 ) قصص 28 - 77 . ( 25 ) نه او بهرهء خود را در دنيا ضايع كننده است ، و نه مال دنيا او را از دين باز دارنده . ( 26 ) نحل 16 - 122 . ( 27 ) با آن چه ، با آن كه . ( 28 ) شين ، عيب .