تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
را ، به مقابله و مكافات و مماثله و مجازات نتواند بود ، بل به دو چيز باشد : يكى آن كه به ذكر إحسان ، رطب اللّسان باشند . چنان كه پيغامبر - عليه الصّلاة و التحيّة - گفت است : التّحدّث بالنّعم شكر . دوم آن كه در دعاى خير مبالغت نمايد . چه پيغامبر - عليه الصّلاة و السّلام - فرموده است : من اسدى إليكم معروفا فكافئوه فان لم تستطيعوا فادعوا له حتّى تروا انّكم قد كافأتموه . اما ذكر إحسان آن است كه افضال و انعام اين پادشاه در حق همهء مسلمانان ، على العموم ، و در حق ارباب علم و اصحاب تقوى ، على الخصوص ، شايع و مستفيض است . لا سيّما در اين ايام كه فتنهء كفار چين « 10 » قطع اللّه دابرهم ، و أهلك اوّلهم و آخرهم - در ديار اسلام قايم شد ؛ و اهل اسلام بدين حادثهء شنيع و واقعهء فظيع « 11 » ، كه مثل آن در تواريخ مسطور نيست ، مبتلا گشتند ؛ و مسلمانان خراسان و ما وراء النهر و غور و غزنين بل [ 6 ] كافّهء مسلمانان مشرق ، آن چه از اين ضرر مبير « 12 » و شرر مستطير « 13 » خلاص يافتند بدين حضرت شتافتند ، و در ظلال اين دولت همايون بياسودند ، و به حبال اين اقبال روز افزون تمسك نمودند . و انعامى كه به مصالح دين و مناهج آخرت تعلق دارد آن است كه اين ضعيف را ترجمهء اين كتاب در ظل رعايت و حريم حمايت اين پادشاه ميسر مىشود . و اين نعمت همهء مسلمانان ربع مسكون را ، در كل اعصار تا انقراض عالم و انقضاى بنى آدم ، شامل خواهد بود ؛ بل فوايد آن باقيات صالحات است ، كه ابدى و سرمدى است . و اما مبالغت دعا آن كه همواره از حضرت ذو الجلال ، به تضرع و ابتهال « 14 » ، خواسته مىآيد كه قواعد مملكت و مبانى سلطنت اين پادشاه را هر لحظه مؤكدتر و هر ساعت مشيّدتر گرداند ؛ و دولت اين سراى و مملكت اين جهانى وى را به دولت آن سراى و مملكت آن جهانى ، كه
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً ،
« 15 » ، موصول كند ؛ و در خصال حميده و سير پسنديده ، كه سبب حصول قرب و موجب نيل رضاى الهى تواند بود ، مزيد توفيق و كمال تأييد بخشد ؛ و از افعال و اعمال كه مقتضى بعد و مستلزم سخط آن حضرت باشد مبرّا دارد ؛ و دامن دولت وى را از گرد
وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 16 » صيانت فرمايد . بفضله العميم و كرمه العظيم .
هامش
( 10 ) اشاره است به حملهء مغول بر خراسان كه از سال 616 هجرى به بعد واقع شده و اين ياد آورى گواه صادقى است بر صحت تاريخ اين ترجمهء كه دو بار در مقدمهء مترجم سال 620 هجرى ذكر شده است . ( 11 ) فظيع ، سخت زشت . ( 12 ) مبير ، مهلك . ( 13 ) مستطير ، فراگير . ( 14 ) ابتهال ، زارى كردن . ( 15 ) دهر 76 - 20 . ( 16 ) ص 38 - 26 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 5 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى