قاذورات خالىتر ، و از عالم انوار لمعهاى بر ايشان تافته ، و از درياى اسرار جرعهاى بديشان رسيده ، و دلهاى ايشان استعداد آن يافته كه معادن جواهر علم و حكمت شود ، و جانهاى ايشان قوّت آن گرفته كه مطالع زواهر معرفت و محبت گردد ، و از كثرت فكرتهاى صايب و حدسهاى ثاقب سرّ ايشان چون آينهء مجلوّ « 2 » شده ، و
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ .
« 3 » صفت لازمهء آن گشته ، چون از أفادت و تعليم نبوى و ارشاد و تفهيم مصطفوى مددى يافتند ،
نُورٌ عَلى نُورٍ
« 4 » حاصل شده ،
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
« 5 » بديشان و اصل گشت ؛ و اعلام اوليا و اصفيا در اين مدت استعلا گرفت ، و احكام علما و كبراى اين ملت استيلا يافت ؛ و معارف قدسي و لطايف حدسى از ينابيع دلها بر مجارى زبانها روان شد ، و آن چه از اسرار الهى و انوار نامتناهى در نطاق [ 2 ] نطق گنجيد و ميزان عبارت آن را بر سنجيد در بيان آمد ؛ ودايع متقدّمان با بضايع متأخّران منضمّ شد ، و علوم
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ
« 6 » با معارف
وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ
« 7 » به هم پيوست ؛ و مناصب پيشينيان به پسينيان رسيد ، و كلّما مات واحد أبدل اللّه مكانه آخر محقّق شد ، و حقيقت امّتى كالمطر لا يدرى اوّله خير ام آخره ظاهر گشت . و طايفهاى كه مستجمع علوم باطن و ظاهر شدند ، و چنانچه دل ايشان به لوامع كشف و طوالع وجد متحلّى بود زبانشان به تقرير عبارات و ايراد اشارات متحلّى گشت ، جواهر حقايق را در سلك تصنيفات كشيدند و زواهر دقايق را از افلاك تأليفات طالع گردانيدند .
و تصنيفي كه اعلام حقيقت و معالم طريقت را جامع است ، و براهين عقلى و دلايل نقلى را شامل ، و اعلى مطالب عارفان و اقصى مقاصد طالبان در آن مذكور ، و غايات اقدام علما و نهايات اوهام حكما در آن مسطور ، احياء علوم الدين است ، كه امام الائمة ، حجة الإسلام ، محمد غزالى - قدس اللّه روحه العزيز - ساخته است ، و بر محققان متقدم بدان ، درجهء فضيلت و مرتبهء مزيت يافته ، و مجتهدان متأخر را از گرد آن شكافتن و گرد آن شتافتن عاجز و قاصر كرده . و تصانيف آن بزرگ در غايت كثرت و نهايت حسن است ، چنان كه امام علاّمه ، فخر الملة و الدين ، الداعي الى اللّه ، محمد عمر رازى - أفاض اللّه عليه سجال رحمته - در كتاب رياض مونقه ، در بابى كه بر مراتب اصحاب سنت مقصور است ، بر اين جمله ذكر آن كرده است : لئن حسن الافتخار من المعتزلة بكثرة [ 3 ] مصنّفات الجاحظ ، مع انّ أكثرها هذيانات ، فلان يحسن الافتخار منّا بكثرة مصنّفات هذا الامام في العلوم العقليّة و النّقليّة مع انّها في نهاية الحسن اولى . و احياء علوم واسطهء قلادهء آن مصنفات و طراز كسوت آن مؤلفات است . و امام علاّمه ، فخر الملة و الدّين - چنان كه اين ضعيف مشاهده كرد -
هامش
( 2 ) مجلوّ ، جلا يافته .
( 3 ) نور 24 - 35 .
( 4 ) نور 24 - 35 .
( 5 ) نور 24 - 35 .
( 6 ) واقعه 56 - 13 .
( 7 ) واقعه 56 - 14 .