تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كرديم اينجا متّجه نشود ، بدانچه در پاى مسبّحه نيست . و اين انگشتان در حكم يك صف ثابت‌اند بر زمين ، پس آغاز از جانب راست كند . چه تقدير حلقه ، چنان كه كف پاى بر كف پاى ، از طبع دور است ، به خلاف دست . و اين دقايق ترتيب به نور نبوت در لحظه‌اى منكشف شود . و تعب دراز نباشد مگر بر ما . و اگر ما را به ابتدا پرسند ، بسيار كه در خاطر ما نگردد . و چون فعل پيغامبر - عليه السلام - و ترتيب او ياد كنند ، روا كه بدانچه اعانت فرموده است به شهادت حكم و تنبيه بر معنى ، استنباط آن ما را ميسر شود . و گمان مبر كه افعال او در همه حركات از وزن و قانون و ترتيب بيرون است . بل همه كارهاى اختيارى كه فاعل در آن ، ميان دو قسم يا قسمها متردد باشد ، بر يكى معيّن از آن به حكم اتفاق اقدام ننمودى ، بل براى معنيى كه مقتضى آن بودى اقدام يا تقديم كردى . چه استرسال مهمل « 128 » چنان كه اتفاق افتد - خوى ستوران است . و ضبط حركات به ترازوى معنى ، خوى اولياى خداى . و هر چه حركات آدمى و خطرات او به ضبط نزديك‌تر ، و از [ مهمل ] گذاشتن دور تر ، نزديكى او به مرتبهء اوليا و انبيا بيشتر ، و نزديكى او به حق تعالى ظاهرتر . چه آن كه نزديك پيغامبر باشد - و پيغامبر به خداى نزديك است - چاره نباشد كه نزديك بود به خداى ، چه نزديك نزديك به اضافت غير او نزديك باشد . [ 242 ] و نعوذ باللّه كه زمام حركات و سكنات و ناصيهء مادر [ دست ] شيطان باشد ، به واسطهء هوى . و ضبط حركات به سرمه كردن او اعتبار كن كه در چشم راست سه بار سرمه كردى و در چپ دو بار . چه آغاز او به راست براى شرف آن بود . و تفاوت عدد ميان هر چشمى براى آن تا جمله وتر « 129 » بود . چه وتر را فضل است بر زوج . كه حق تعالى وتر است و وتر را دوست دارد . و نبايد كه فعل بنده خالى بود از مناسبت صفتى از صفات پروردگار . و براى اين ، وتر در [ استجمار ] « 130 » مستحب است . و بر سه « 131 » بدان اقتصار ننمود با آن چه وترند زيرا كه چشم چپ به يك بار مخصوص شد . و مترجم مىگويد كه تخصيص چپ به يك بار لازم نيست ، و بايستى كه چنين فرمودى كه
هامش
( 128 ) استرسال ، خوگر شدن ، استرسال مهمل ، كارى را بىفكر و بنا بر عادت انجام دادن . ( 129 ) وتر ، فرد . ( 130 ) استجمار ، با سنگ استنجا كردن . ( 131 ) بر سه ، مجموعا براى راست و چپ : راست دو بار و چپ يك بار .