ماهى يك بار آهك كار بستن صفرا را فرو نشاند ، و رنگ را صافى گرداند و در مباشرت بيفزايد . و در گرمابه در زمستان ايستاده بول كردن برابر دارويى « 118 » بود . و خوابى پس از گرمابه در تابستان كار شربتى كند . و پس از بيرون آمدن از گرمابه قدم را به آب سرد شستن دافع نقرس است . و آب سرد بر سر ريختن و خوردن ، در حال بيرون آمدن مكروه است . اين حكم مردان است .
اما در حق زنان ، پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفته است : لا يحلّ للرّجل ان يدخل حليلته الحمّام و في البيت مستحمّ . اى ، مرد را حلال نيست كه زن خود را در گرمابه فرستد با آن چه در خانه جاى غسل باشد . و مشهور است اينكه : حرام على الرّجال دخول الحمّام الاّ بمئزر ، و حرام على المرأة دخول الحمّام الاّ نفساء او مريضة . اى ، حرام است بر مردان در گرمابه رفتن مگر با ميزر ، « 119 » و حرام است بر زنان در گرمابه رفتن مگر در حال نفاس يا بيمارى . و عايشه - رضى اللّه عنها - به سبب بيمارى در گرمابه رفته بود . و اگر ضرورتى باشد نرود ، مگر با مئزري سابغ . « 120 » و مكروه است كه مرد زن را مزد گرمابه بدهد ، چه معين باشد در آن [ مكروه ] وى را .
نوع دوم كه از تن زايل كرده شود أجزاء است
( 1 ) و آن هشت است :
اول موى سر . در ستردن آن باكى نيست ، آن كس را كه تنظف خواهد از آن ، و در گذاشتن آن هم باكى نيست ، آن كس را كه روغن كند و شانه . مگر چون هر جايى پاره پاره گذارد ، كه آن عادت شطّاران « 121 » است ، يا گيسو فرو گذارد ، بر هيئت اهل شرف - كه آن شعار ايشان شده است - چه اگر شريف نباشد آن تلبيس بود .
دوم موى بروت . « 122 » پيغامبر - عليه السلام - گفت : قصّوا الشّوارب . و در روايتي جزّوا آمده است .
و « قصّ » چيدن است ، و « جزّ » بريدن . و در روايتي : حفّوا الشوارب و أعفوا اللّحى ، اى ، با لب برابر داريد . و « حفاف » گرد بر گرد را گويند . قوله تعالى :
وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ
« 123 » [ 240 ]
هامش
( 118 ) در نسخهء مجلس ، نافعتر از خوردن دارويى بود .
( 119 ) ميزر ، إزار ، لنگ .
( 120 ) سابغ ، دراز .
( 121 ) شطار ، بسيار خبيث ، آدمكش ، راهزن .
( 122 ) بروت ، شارب .
( 123 ) زمر 39 - 75 .