تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
ياد كند ، و به ديدن صورتى زشت ، منكر و نكير و زبانيه « 115 » را ، و به شنيدن آواز هايل ، نفخ صور را ، و به ديدن چيزى خوب ، نعمت بهشت را ، [ و به شنيدن ] كلمهء رد يا قبول - در بازار يا در خانه - رد و قبول خود كه در آخر امر پس از حساب وى را منكشف شود . و چه « 116 » سزاوار است كه اين معنى بر دل عاقل غالب باشد ! چه مانع اين معنى جز مهمات دنيا نبود . و مدت مقام دنيا را اگر با مدت مقام آخرت قياس گيرد ، در غايت حقارت شمرد دنيا را ، اگر از آن جمله نباشد كه دلشان به قفل بود و بصيرتشان كور . و از سنتهاى گرمابه آن است كه در وقت رفتن سلام نگويد . و اگر كسى بر وى سلام گويد ، به لفظ « سلام » جواب باز ندهد ، بل خاموش باشد اگر غير وى جواب گويد . و اگر خواهد ، بگويد : عافاك اللّه . و در مصافحه باكى نبود . و سخن را به عافاك اللّه آغاز كند . و سخن بسيار نگويد . و قرآن نخواند ، مگر در سر ، و در اظهار استعاذت از ديو باكى نيست . و نزديك غروب و در ميان نماز شام و خفتن در گرمابه رفتن مكروه است ، كه آن وقت انتشار ديوان است . و در ماليدن [ قايم ] باكى نيست كه از يوسف أسباط نقل كرده‌اند كه او مردى را كه از ياران وى نبود وصيت كرد كه وى را بشويد ، و گفت كه او در گرمابه [ بارى ] مرا بماليده بود ، خواستم كه مكافات كنم به چيزى كه سبب [ 239 ] خوشدلى او باشد ، و او بدين وصيت خوشدل شود . و بر جواز آن دليل است آن چه بعضى از صحابه روايت كرده‌اند كه پيغامبر در سفر ، به منزلى نزول فرمود و بخفت به شكم ، و بنده‌اى سياه پشت وى مىماليد . گفتم : يا رسول اللّه ، چه شده است ؟ گفت : اشتر مرا بعنف بكشيده است . و چون از گرمابه فارغ شود ، حق تعالى را بر اين نعمت شكر گويد . چه در تفسير
لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
« 117 » آمده است كه آب گرم در زمستان از نعيمى است كه از آن بخواهند پرسيد . و عبد اللّه عمر گفت : گرمابه از نعيمى است كه احداث كرده‌اند . اين معانى كه تقرير افتاد ، سنتها و ادبهاى شرعي است . و از راه طب گفته‌اند كه گرمابه پس از كار بستن آهك « 118 » امان است از جذام . و در هر
هامش
( 115 ) زبانيه ( ج زبنية ) ، دوزخ بانان ، فريشتگان موكّل دوزخ . ( 116 ) چه ، چقدر . ( 117 ) تكاثر 102 - 8 . ( 118 ) آهك ، نوره . در شرح زبيدى : هكذا في نسخ الكتاب و نص القوت : و الحناء بعد النورة . فتأمل ذلك .