تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
پنجم آن چه در محاسن باشد از خاز و شپش چون تعهد نيابد ، ازالت آن به غسل و شانه كردن مستحب است . و در خبر است كه شانه در سفر و حضر از پيغامبر جدا نبودى . و آن سنت عرب است . و در خبرى غريب آمده است : كان يسرّح لحيته في اليوم مرّتين . اى ، محاسن را در روزى دو بار شانه كردى . و محاسن پيغامبر - عليه السلام - و أبو بكر - رضى اللّه عنه - انبوه بود . و محاسن عثمان - رضى اللّه عنه - دراز و تنك . و محاسن على - رضى اللّه عنه - پهن و ميان دو كتف گرفته بود . و در حديثى غريب‌تر از اين آمده است كه عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه قومى بر در پيغامبر فراهم آمدند ، و پيغامبر بر ايشان بيرون رفت . او را ديدم كه در خم آبى مىديد ، و موى سر و محاسن راست مىكرد . گفتم يا رسول اللّه تو بدين مشغول مىشوى ؟ فرمود : [ نعم ] انّ اللّه يحبّ من عبده أن يتجمّل لاخوانه إذا خرج إليهم . اى ، حق تعالى از بندهء خود دوست دارد كه تجمل كند براى برادران خود ، چون بر ايشان بيرون آيد . و بسيار باشد كه جاهل گمان برد كه آن [ از ] دوستى تزيّن بود براى مردمان ، و بر اخلاق ديگران قياس كند ، و فريشتگان را به دربانان مانند گرداند . هيهات ! او مأمور بود به دعوت . و يكى از وظايف او آن كه سعى كند در آن چه كار او در دل مردمان بزرگ باشد و صورت او در چشم ايشان خوب ، تا در نفوس ايشان محتقر و در چشمهاى ايشان مستصغر نشود . چه آن منفّر باشد ، و منافقان در رمانيدن خلق از او بدان تعلق كنند . اين قصد بر هر عالمى كه مردمان را به خداى خواند واجب است ، و آن ، آن است كه از ظاهر خود رعايت كند آن چه موجب نفرت مردمان نباشد . و در مثل اين كارها اعتماد بر نيت بود كه آن در نفس خود كارهايى است كه صفتهاى آن از قصدها حاصل شود . و تزيّن ، بر اين قصد ، محبوب باشد ، و ترك گرد آلودگى محاسن « 100 » براى اظهار زهد و كم التفاتى به مردمان بد ، و ترك آن به سبب مشغولى به چيزى كه از آن مهمتر باشد نيكو . و اين حالهاى باطن است ميان بنده و حق تعالى ، [ كه ] ناقد بصير است و تلبيس به هيچ حال بر وى رايج نشود . و بسيار جاهل باشد كه در اين كارها خوض نمايد ، و مراد او دام خلق نهادن و كام نفس برداشتن بود . و مع ذلك بر خود و ديگران تلبيس كند كه مطلوب [ 236 ] او رضاى الهى است نه
هامش
( 100 ) محاسن را ژوليده و گرد آلوده گذاشتن .