استعمال آن بيم فساد عضو و شدت بيمارى بود ، وى را بايد كه صبر كند تا وقت فريضه در [ 234 ] آيد .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه چون كسى وى را خبر نكرده باشد و بر ظن وى غالب نبود ، طلب آب بر وى واجب نيايد ، و اگر پيش از در آمدن وقت تيمم كند روا بود .
آن گاه زمينى طلبد كه بر وى خاك پاك خالص باشد كه از وى غبار خيزد .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رحمة اللّه عليه - به هر چه از جنس زمين باشد روا بود ، اگر چه چيزى از آن در دست نياويزد .
و دو كف خود بر آن زند ، انگشتان به هم باز نهاده ، و همهء روى خود يك بار بدان بمالد .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه در روايت حسن ، استيعاب « 96 » واجب نيست ، و چون به اكثر برساند بسنده باشد .
و نيت استباحت نماز كند .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه نيت رفع حدث كند .
و براى رسانيدن غبار زير موى - كثيف باشد يا خفيف - تكلف ننمايد . و بكوشد كه غبار به همه بشرهء روى برساند . و آن به يك ضربه حاصل شود ، چه پهناى روى بيش از پهناى هر دو كف نباشد . و در رسانيدن به همه بشرهء روى غالب ظن بسنده است . آن گاه انگشترى بيرون كشد و ضربهء دوم بزند ، انگشتان گشاده . پس پشت انگشتان دست راست به شكم انگشتان دست چپ پيوندد ، چنان كه اطراف سر انگشتان يك دست از عرض مسبّحهء ديگرى نگذرد . پس دست چپ را از آن جا كه نهاده است بر ظاهر ساعد راست تا آرنج براند . پس بطن كف چپ بر باطن ساعد راست تا بند دست براند . پس بطن إبهام چپ بر ظهر إبهام راست . و بر دست چپ همچنين كند . پس هر دو كف [ به هم ] درمالد . و انگشتان ميان يك ديگر در گذارد . و غرض از اين تكلف آن است كه به يك ضربه هر دو دست را تا آرنج استيعاب كند . و اگر اين دشوار شود [ به ] دو ضربه يا زيادت استيعاب كند باكى نبود . و چون به تيمم فرض بگزارد ، چندان كه خواهد نفل بگزارد . و اگر خواهد كه فرضى ديگر گزارد بار ديگر تيمم بايد كرد ، هر فريضهاى به تيممى .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه چندان فريضه كه خواهد بگزارد تا آب نيابد و
هامش
( 96 ) استيعاب ، همه را فرا گرفتن .