تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
بيرون روند ، [ و چون پايها بشويد گناهان در پايهاى وى نمانند تا به حدى كه از انگشتان پاى وى بيرون روند ] ، پس رفتن او به مسجد ، و نماز او زيادت فضيلتى بود وى را . و روايت كرده‌اند كه انّ الطّاهر كالصّائم . اى ، صاحب آبدست همچون روزه‌دار بود . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : من توضّأ فأحسن الوضوء ثمّ رفع طرفه إلى السماء فقال أشهد أن لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له و أشهد أنّ محمدا عبده و رسوله ، فتحت له أبواب الجنّة [ الثّمانية ] يدخل من ايّها شاء . اى ، هر كه وضو سازد ، و در آن شرط إحسان اقامت نمايد ، پس چشم به سوى آسمان بردارد و شهادتين بر زبان راند ، درهاى [ هشتگانهء ] بهشت از براى وى گشاده شود ، از هر در كه خواهد در رود . و عمر - رضى اللّه عنه - گفت : آبدست نيكو ديو را از تو براند . و مجاهد گفت : [ 233 ] هر كه تواند كه خواب او بر طهارت و ذكر و استغفار باشد بايد كه آن را به جاى آرد ، چه ، بعث أرواح بر آن چيز باشد كه قبض او بر آن بود .

كيفيت غسل

( 1 ) بايد كه آوند بر دست راست نهد ، پس تسميه گويد ، « 88 » و دست را سه بار بشويد ، پس استنجا كند ، چنان كه گفتيم . و اگر بر تن او نجاستى بود زايل گرداند . آن گاه آبدست نماز به جاى آرد ، چنان كه گفته شده است ، مگر شستن قدم كه آن را باز پس دارد . چه ، اگر بشويد پس بر زمين نهد ، نوع تضييعي بود آب را . پس سه بار آب بر نيمهء راست ريزد ، و سه بار بر نيمهء چپ ، و سه بار بر سر . آن گاه پيش و پس اندام بمالد . و موى سر را از هم جدا كند . و آب به رستنگاه - كثيف باشد يا خفيف - برساند . و بر زن واجب نباشد كه گيسو را باز كند ، مگر چون داند كه آب ميان مويها نمىرسد . و بندگاههاى تن را تعهد كند . « 89 » و بپرهيزد از آن چه دست به عورت رسد . و اگر رسيد آبدست باز گرداند . و اگر پيش از غسل بود ، پس از غسل أعادت نكند . و اين سنت وضو و غسل است ، كه آن چه سالك راه آخرت را از علم و عمل آن چاره نبود ، ياد كرديم . و مسئله‌هايى كه بيرون اين است ، و در عوارض احوال بدان حاجت باشد ، در آن به كتب فقه رجوع بايد كرد .
هامش
( 88 ) تسميه گويد ، بسم اللّه گويد . ( 89 ) متن عربى : و يتعهد معاطف البدن .