تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
باشد در آن حال با خود ندارد . و در آبخانه سر برهنه نرود . و در حال رفتن بگويد : بسم اللّه أعوذ باللّه من الخبيث المخبث الشّيطان [ 226 ] الرّجيم . و در حال بيرون آمدن : الحمد للَّه الذي اذهب عنّى ما يؤذيني و أبقى علىّ ما ينفعني . و سنگ استنجا پيش از قضاى حاجت ساخته « 61 » دارد . و در موضع آن « 62 » به آب استنجا نكند . و استبراى بول به جاى آرد به سرفيدن و كشيدن آن عضو و دست و از زير آن آوردن سه‌گان بار . و در آن بسيار نه انديشد كه وسوسة آرد و كار بر وى دشوار شود . و اگر ترسى احساس كند با خود بگويد كه باقى آب است . و اگر آن خاطر وى را رنجه دارد ، آب بر آن زند ، تا در نفس وى تقدير آب قوّت گيرد و شيطان به وسوسة بر وى مسلط نشود . و در خبر است كه پيغامبر - عليه السلام - هم بر اين جمله كرده است ، و آب زده . و در صحابه هر كه استبرأ سبك‌تر به جاى آوردى فقيه‌تر بودى . و وسوسة در آن دليل اندكى فقه است . و در حديث سلمان آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - ما را همه چيز بياموخت تا آداب قضاى حاجت . و فرمود : به استخوان و سرگين استنجا نكنيم . و بازداشت كه در بول و حدث روى به قبله آريم . و مردى بعضى صحابه را از اعراب در حال مخاصمت گفت : پندارم كه تو آداب حدث نيكو ندانى . او گفت : بلى ، [ و پدر تو ] « 63 » ، من در آن حاذقم . دور روم و كلوخ را ساخته دارم و روى به نبات درمنه ، و پشت به باد دارم . و مستوفز « 64 » بر پيش قدم اعتماد « 65 » كنم ، و سرين بردارم « 66 » . و رخصت آمده است كه در نزديكى يار خود [ و پوشيده از او ] بول كند و پيغامبر با كمال حيايى كه داشت براى تعليم كيفيت استنجا آن بكرده است .

[ در چگونگى استنجا ]

( 1 ) پس مقعد را استنجا كند به سه سنگ . اگر پاك باشد بسنده باشد ، و الا چهارم هم به كار بندد . و اگر بدان پاك نشود پنجم هم به كار دارد . چه طاق كردن هم مستحب است . قال - عليه السلام : من استجمر فليوتر . اى ، هر كه به سنگ استنجا كند بايد كه طاق كار بندد . و سنگ به دست چپ گيرد ،
هامش
( 61 ) ساخته ، آماده . ( 62 ) در موضع قضاى حاجت . ( 63 ) در عربى : قال بلى و أبيك ( گفت بلى سوگند به پدرت ) . ( 64 ) مستوفز ، بر سر پاى نشسته . ( 65 ) اعتماد ، تكيه . ( 66 ) برداشتن ، بلند كردن .