از طرف جامه .
طرف دوم - در آن چه به دو زايل كنند
( 1 ) و آن يا جامد است يا مايع .
جامد سنگ استنجاء است
و او پاك كننده است از روى تخفيف « 36 » ، بدان شرط كه صلب باشد و پاك ، نشف كننده و نامحترم . « 37 » مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - آن مقدار نجاست بدانچه بيش از درمى نيست معفوّ است و كار بستن سنگ واجب نيست . و اگر بيش از آن باشد ، استعمال آب لازم بود .
و اما مايعات به هيچ چيزى از آن ، جز آب ، نجاست زايل كرده نشود
و به هر آبى نيز ، بل آبى پاك كه به آميختن چيزى كه از آن مستغنى بود تغيّر آن متفاحش « 38 » نشده باشد .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - به آبى كه از مخالطت چيزى پاك متغير شده باشد ، و به هر مايعى پاك كه مزيل عين و اثر بود روا باشد .
و آب از پاكى بيرون آيد بدانچه از مزهء او ، يا رنگ او ، يا بوى او ، به ملاقات نجاست ، بگردد . و اگر نگردد ، و قريب دويست و پنجاه من باشد ، كه پانصد رطل عراقى « 39 » بود ، پليد نشود .
بدانچه پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا بلغ الماء قلّتين « 40 » لم يحمل [ 222 ] خبثا . و اگر كم از او باشد ، نزديك شافعى - رضى اللّه عنه - پليد شود .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - حد كثرت آن است كه به جنبانيدن يك طرف ، طرف ديگر نجنبد . و اعتبار جنبانيدن در روايت بو يوسف به غسل است . و در روايت محمد به آبدست .
اين حكم آب ايستاده است .
هامش
( 36 ) از روى تخفيف ، از اين جهت كه نجاست را كاهش مىدهد .
( 37 ) نامحترم ، مقابل محترم ( مانند نان و ميوه و احجار كريمه ) .
( 38 ) متفاحش ، آشكارا ، پيدا .
( 39 ) رطل عراقى ، وزنى برابر با 12 اوقيه يا 90 مثقال و معادل با نيم رطل مكى .
( 40 ) قلّه ، مقدار 300 صاع از آب ، دو قله ، كر .