اجزاى حيوانات .
اما جمادات همه پاك است ، مگر خمر ، و هر نبيذى كه مسكر باشد .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رضى اللّه عنه - خمر پليد است ، پليدى غليظ . و در سكر « 26 » و نقيع زبيب « 27 » و نبيذ تمر و فضيح « 28 » و باده ، دو روايت است . در يك روايت پاك است ، و در يك روايت نجاست مغلّظه . و به نزديك بو يوسف ، مخفّفه . و اشربهء ديگر پاك است .
و حيوانات همه پاك است ، مگر سگ و خوك ، و آن چه از ايشان متولد شود .
مترجم مىگويد : و در سگ اصحاب بو حنيفه مختلفند . و درستتر آن است كه نجس العين نيست .
و چون بميرند ، همه نجس شوند ، مگر پنج چيز : آدمى و ماهى و ملخ و كرم سيب ، و آن چه از استحالت طعامها زايد ، و هر چه خون روان ندارد ، چون مگس و خبز دوك . « 29 » و آب به وقوع چيزى از اين پنج در او پليد نشود .
اما اجزاى حيوانات دو قسم است .
يكى آن كه از او بريده شود ، و حكم او حكم مرده باشد . و موى به بريدن و مردن پليد نشود ، و استخوان پليد شود .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه هر دو پليد نشود .
و دوم رطوبتها كه از باطن او بيرون آيد . و هر چه مستحيل « 30 » نيست و مقرّى ندارد پاك است . چون آب چشم و خوى و لعاب و مخاط . و آن چه مقرّى دارد و مستحيل است پليد است ، مگر چيزى كه مادت حيوانى باشد ، چون منى و بيضه .
مترجم مىگويد : و به نزديك بو حنيفه - رحمه اللّه - منى پليد است و تر آن را شستن واجب ، اما خشك را ماليدن بسنده است از روى استحسان « 31 » .
هامش
( 26 ) سكر ، نبيند خرما .
( 27 ) نقيع زبيب ، شراب مويز
( 28 ) فضيح ، شرابى كه از عصير غورهء خام خرما سازند .
( 29 ) خبز دوك ، جعل ، سرگين گردان .
( 30 ) مستحيل ، استحاله يافته .
( 31 ) استحسان ، عبارت از ترك كردن قياس و اختيار كردن چيزى است كه أخذ آن براى مردم آسان باشد ( تعريفات جرجانى ) .