حجّة الإسلام ليكون تليينا لقلوب السالكين مسلك اهل ايمان ، و دفعا لما يتوهمه بعض منهم انّ هذا التوحيد الخاصى مخالف للعقل و الشرع ؟
همانا سخن اين درياى پر ژرفا را ، كه نزد مردم به « امام » و « حجة الإسلام » موسوم است ، گواه آورديم تا دلهاى سالكان راه ايمان را نرمشى فراهم گردد ، و ردّى باشد براى پندار برخى از ايشان كه گفته است : اين توحيد خواص مخالف عقل و شرع است ؟
ياد آورى كار تصحيح اين ترجمهء كهنسال را نخستين بار در بهار سال 1348 آغاز كردم و پس از حدود ده سال تلاش و كوشش پايدار چاپ آن اوايل زمستان 1359 در هشت مجلد به پايان رسيد . بر مجلدات هشتگانه ترجمهء احيا در فرصتهاى مختلف هفت مقدمهء مفصل و متوسط نوشتم كه هر يك روشنگر مواردى از مشكلات متن عربى و اين ترجمهء فارسى بوده و خواهد بود ، در ضمن گاه و بىگاه از زندگينامهء غزالى و دقت نظر مترجم احيا ، مؤيد الدين محمد خوارزمى ، و حال و هوايى كه خود در آن جاى گرفته بودم براى خوانندگان حكايتى مناسب روايت كردم .
مثلا در بخش پايانى مقدمهء مفصل كه بر جلد اول چاپ نخست نوشتم و در اين چاپ نيز بر جاى خود باقى است - غرور جوانى به سخنم رنگ حماسى بخشيد و زبان قلم نگارگر اين جملات شد : « و من زادهء خراسانم و پروردهء اين آب خاك . . . » نگارش مقدمهء جلد دوم را هنگامى آغاز كردم كه دشوارى سفر علمى دور و درازى را پشت سر نهاده بودم ، و مقدارى مآخذ دلخواه همراه خود به ارمغان آورده بودم تا پيكر آرزوى شيرين خود را با اين خامهء ناتوان بيارايم . اما ديرى نپاييد كه آن آرزوى شيرين جاى خود را به حقيقتى تلخ سپرد ، زيرا تماشاگر مرگ تدريجى 23 ساله فرزند شدم . سرانجام آن ماتم را اين قلم در آغاز جلد دوم چنين ترسيم كرد : « به ياد فرزند نامرادم ، على ، كه نابهنگام از خاكيان بريد و به افلاكيان پيوست . . . » سومين مقدمه كه در آغاز « ربع مهلكات » جاى گرفته بدين صورت آغاز مىشود : « سالى ديگر در فراز و نشيب زندگى سپرى شد ، سالى كه براى من پر بار بود و درد آلود . از آن جهت پر بار بود كه توانستم تا حدى در به روى خويش ببندم و بيشتر لحظههاى بيدارى را صرف خواندن و نوشتن كنم ؛ بدان سبب درد آلود گرديد كه چندى دست تقدير گشادهرويى هميشگىام را زير غبار ماتمى بزرگ پنهان كرد . . . » مقدمههاى چهارم و پنجم و ششم ، كه براى دو مجلد « ربع منجيات » و نخستين مجلد « ربع عادات » نوشته شد ، همزمان گرديد با نخستين سالهاى پيروزى انقلاب . اين سه مقدمه ، علاوه بر پر بار بودن از لحاظ پژوهشى ، تا حدى از گفتار و كردار مردم پر جوش و خروش عصر انقلاب نيز اثر پذير گرديد .
هفتمين مقدمه را در زمستان 1359 نوشتم كه در آغاز « نيمهء دوم ربع عادات » جاى گرفت . توضيح آن كه در چاپ نخست ترجمهء احيا ، به سبب آماده نبودن نسخهء خطى مدرسهء فيضيه ، ناگزير شدم كه ربع اول و سوم و چهارم را پيش از ربع دوم به چاپخانه بسپارم ، در نتيجه نوبت « ربع عادات » به آخر افتاد . خوشبختانه در چاپ حاضر چون مانعى در پيش نبود ترتيب چاپ و شماره گذارى مستقل صفحات هر ربع رعايت شد ؛ يعنى هر ربع داراى شمارهء مسلسل است همراه با فهرست عمومى اعلام مخصوص به همان ربع . در ضمن براى آن كه مقدمهء اين ترجمه در حد اعتدال باشد و ملال انگيز نشود ، نخستين مقدمهء چاپ اول را پس از تجديد نظر اساسى بر جاى خود گذاشتم و با حذف شش مقدمهء ديگر موافقت كردم ، بدان اميد كه فرصتى مناسب پيش آيد و براى تمام مجلدهاى پنجگانهء ترجمه احياء علوم الدين ذيلى مفيد فراهم گردد ، ذيلى كه در برگيرندهء شش مقدمهء حذف شده بوده باشد ؛ همراه با تكملهاى كه احاديث احيا و فهرست لغات و تركيبات آن را نيز شامل شود .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة سخنى از مصحح 29
مساهمون: الغزالي
صسخنى از مصحح ٢٩