تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
النّظافة ، بدان تفسير كند ، و بر كسى كه در آن مساهلت بر زد ، چنان كه سلف برزيدندى ، انكار نمايد . و دوم آن كه مقصود او آراستن ظاهر باشد براى خلق ، و مواقع نظر ايشان را خوب داشتن . چه اين رياى [ محظور ] باشد . پس بدين دو اعتبار ، منكر گردد . و اما آن كه معروف گردد ، بدان تواند بود كه مقصود او خير باشد نه آرايش ، و بر كسى كه آن را بگذارد انكار نكند ، و به سبب آن نماز را از اول وقت به آخر نه اندازد ، و به مشغولى آن از عملى كه فاضل‌تر از آن باشد و از ترتيب علم يا غير آن باز نماند ، و چون از اين اسباب چيزى به دو نپيوندد مباحى باشد كه آن را به نيت قربت توان ساخت . و لكن آن ميسر نشود مگر بطّالان را ، كه اگر اوقات خود در آن [ 219 ] مصروف نگردانند ، اما بخسبند و اما به حديث ما لا يعنى مشغول شوند . پس شغل ايشان بدان اولى بود ، چه مشغول شدن به طهارت ، ذكر خداى - عز و جل - و ذكر عبادات تازه گرداند ، پس در آن باكى نباشد ، چون به منكرى و اسرافى ادا نكند . و اما اهل علم و عمل را نبايد كه اوقات خود را در آن به زيادت از قدر حاجت مصروف كنند . و زيادت از آن در حق ايشان منكر باشد و تضييع عمر ، كه نفيس‌تر و عزيزتر جواهر است در حق كسى كه از آن منفعت تواند گرفت . و از اين تعجب نبايد كرد كه حسنات أبرار سيئات مقربان است . و بطّال را نبايد كه نظافت بگذارد و بر متصوفان انكار كند و گويد كه به صحابه تشبه مىنمايم . چه تشبه بديشان آن باشد كه به عملى مهمتر از آن مشغول باشد ، و بدان نرسد . چه داود طايى را گفتند : چرا محاسن را شانه نكنى ؟ گفت : من چنين فارغم كه به مثل اين كارها پردازم ؟ و براى اين معنى روا ندارم آن كس را كه به علم و عمل مشغول باشد ، كه روزگار خود در شستن جامه ضايع كند تا « 22 » شستهء گازر نبايد پوشيد ، و در خيال آرد كه گازر در شستن تقصير كرده باشد . چه ، در عصر اول در پوستينهاى پيراسته « 23 » نماز كردندى . و ميان پوستين پيراسته و جامهء شسته ، در طهارت و نجاست فرقى عظيم است . بل از نجاست آن وقت اجتناب نمودندى كه مشاهده شدى . و در بيرون آوردن احتمال‌هاى باريك غلو نكردندى ، بل تأمل و نظر ايشان در دقايق ريا و ظلم بودى تا به حدى كه سفيان ثورى رفيقى را كه در متابعت وى مىرفت و نظر وى بر در سرايى
هامش
( 22 ) تا ، از اين جهت كه . ( 23 ) پيراسته ، دباغى شده .