مترجم مىگويد كه اين تركيب حصر اقتضا كند ، اى ، ايشانند كه مؤمنانند حقا ، نه ديگران كه بدين صفات موصوفاند . چنان كه اگر گويى : زيد هو العالم ، اين تركيب چنان اقتضا كند كه عالم زيد باشد بس ، به خلاف آن چه گويى : زيد عالم . چه اين تركيب بيش از آن اقتضا نكند كه زيد عالم است ، و نفى علم ديگرى از وى « 211 » مفهوم نشود . و در اين آيتها دو دلالت است بر حصر . يكى اين چه تقرير افتاد ، و دوم در آيتها كه پيش از اين است :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ
( الى آخِرَ الآيَتَين ) « 212 » . چه لفظ « انّما » حصر اقتضا كند ، چنان كه در اول « كتاب علم » بيان كرده شده است ، و معنى آن باشد كه جز موصوفان بدين صفات مؤمن نباشند . و بدان مؤمنان كامل خواهد ، چه اصل ايمان غير موصوفان را هم مثبت است . پس بدين دليل ، مؤمنان دو قسم باشند : كامل و غير كامل .
و شك در كمال ايمان بود نه در اصل . و هر آدمى كه هست در كمال ايمان خود به شك است ، و آن كفر نباشد . و شك در كمال ايمان حق است از دو وجه :
يكى آن كه نفاق مزيل كمال ايمان است ، و آن پوشيده است ، و بيزارى از آن محقق نيست .
و دوم آن كه به عمل طاعات كمال پذيرد ، و وجود آن به كمال معلوم نه .
اما عمل طاعات : حق تعالى فرموده است :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ
« 213 » .
مترجم مىگويد كه [ آن چه ] در آيتهاى پيشين تقرير افتاده است همه در اين آيت موجود است . يكى آن كه « انّما » حصر اقتضا كند ، دوم آن كه : فصل ميان مبتدا و خبر ، فايدهء او حصر خبر باشد در مبتدا .
و در آيت ديگر گفته است : [ 211 ]
وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
« 214 » . و بيست صفت چون وفا و صبر ، ياد فرموده است . پس گفته :
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا
. و در اين هم حصر است . و گفت :
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
« 215 » . و گفت :
هامش
( 211 ) علم ديگرى از وى ، علم غير او ، علم جز او .
( 212 ) انفال 8 - 2 و 3 .
( 213 ) حجرات 49 - 15 .
( 214 ) بقره 2 - 177 .
( 215 ) مجادله 58 - 11 .