تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
اصابع رحمان ، مىگرداند آن را چنان كه خواهد . مترجم مىگويد كه مراد از إصبعين ملك و شيطان است ، كه حق تعالى به واسطهء ايشان دلها مىگرداند به سوى نيكى و بدى ، چنان كه كسى چيزى را به دو انگشت بگرداند . و روا كه عبارت باشد از داعيهء خير و داعيهء شر ، اين دو داعيه دلها بگرداند . و تخصيص اسم رحمان بدان سبب است كه چنان كه افاضت هدايت خاص است در حق بعضى بندگان ، رحمت رحمانى خاص است . و آن نوعى است از رحمت كه تعلق به سعادت آخرت دارد و دور تر است از مقدورات بندگان ، و بدان سبب ، اسم رحمان نزديك است به اسم اللّه ، و در مثابت علم است ، و بدين سبب وى را پس از اللّه آورده است و پيش از رحيم . و در مقابلهء اللّه ياد فرموده است :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
« 220 » . و با آن چه اسم رحمت است ، اما بدانچه رحمتى است كه بعضى از آن محرومند ، مهابتى عظيم دارد . و براى اين گفته است :
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً
« 221 » . و اگر در اسم رحمان اشعار قهر و مهابت نباشد ذكر وعيد در عقب آن ملايم و مناسب نبود . تا اينجا سخن مترجم است ، و از اينجا به ترتيب احياء رجوع افتاد . و حق تعالى گفت :
وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ
« 222 » . اى ، كارهايى كردند كه آن را حسنات پنداشتند و در كفهء سيئات نشست . و سرىّ سقطى - رحمه اللّه - گفت : [ 214 ] اگر مردى در بستانى رود كه در آن همهء أجناس درختان بود ، و بر آن درختان همهء انواع مرغان باشند ، و هر مرغى به لغت خود وى را گويد : السّلام عليك يا ولىّ اللّه ، اگر نفس وى بر آن آرام گيرد ، أسير نفس خود باشد . و از اين اخبار و آثار روشن مىشود ، كه خطر كار به سبب دقايق نفاق و شرك خفى عظيم است ، و از آن آمن نتوان بود . تا به حدى كه عمر - رضى اللّه عنه - حذيفه را از نفس خود بپرسيدى كه در منافقان مذكور هست ؟ و بو سليمان دارانى گفت كه از اميرى كلمه‌اى شنيدم ، خواستم كه بر وى انكار كنم ، اما بترسيدم كه مرا كشتن فرمايد . و ترس از مرگ نبود ، بل از آن بود كه در وقت مفارقت دنيا براى خلق تزيّنى و تصنعي در دل من آيد ، بدان سبب از آن باز بودم . و اين از نفاق است . و نفاق مضادّ حقيقت و صدق و كمال و صفاى ايمان است ، نه مضادّ اصل ايمان .
هامش
( 220 ) إسراء 17 - 110 . ( 221 ) فرقان 25 - 26 . ( 222 ) زمر 39 - 47 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 278 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى