تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
و اما تداخل گفته شده است كه موافق‌ترين استعمالى است لغت را . چه اسلام عبارتى است از تسليم ، هم به دل ، و هم به قول ، و هم به عمل ، و ايمان عبارتى است از بعض آن چه در اسلام داخل است . و به تداخل آن مىخواهيم . و اين موافق لغت است در خصوص ايمان و عموم اسلام همه را . و حديث اىّ الإسلام افضل بر اين وجه آمده است . بدانچه ايمان را در اسلام داخل گردانيده است . و اما ترادف از آن روى بود كه اسلام عبارتى باشد از تسليم باطن و ظاهر ، چه كل آن تسليم است ، و ايمان همچنين . و بر اين وجه تصرف در تعميم ايمان باشد ، و در آوردن ظاهر در معنى آن ، و اين جايز است . چه تسليم ظاهر ، به قول و عمل ، ثمره و نتيجهء تصديق باطن است . و نام درخت اطلاق كنند و بدان درخت با ميوه خواهند [ 200 ] بر سبيل تسامح . و بدين قدر تعميم ، ايمان مرادف اسلام شود و مطابق او ، بىزيادت و نقصان . و آيت :
فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
بر اين وجه آمده است .

بحث سوم از حكم شرعي

( 1 ) اسلام و ايمان را دو حكم است : اخراوى و دنياوى . اخراوى بيرون آوردن است از آتش و منع تخليد . چه ، پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفته است : يخرج من النّار من كان في قلبه مثقال ذرّة من الايمان . و اختلاف كرده‌اند در آن چه اين حكم بر چه مرتب شود . و عبارت از آن ، آن است كه ايمان چه چيز است ؟ بعضى مىگويند مجرّد اعتقاد است ، و بعضى مىگويند اعتقاد دل و شهادت زبان است ، و بعضى سوم زيادت مىكنند ، و آن عمل اركان است . و ما حقيقت آن كشف كنيم و پرده برداريم ، و گوييم : هر كه جامع اين هر سه باشد در آن خلاف نيست كه جاى او بهشت بود ، و اين يك درجه است . و درجهء دوم آن كه اعتقاد و شهادت [ دل و زبان باشد ] و بعضى از اعمال به جاى آرد . و اگر كبيره‌اى يا بعضى كباير ارتكاب نمايد ، در اين مقام معتزله مىگويند كه از ايمان بيرون آيد ، و در كفر داخل نشود ، بل نام او فاسق باشد ، و اين منزلت بين المنزلتين است ، و جاويد در آتش باشد . و اين باطل است ، چنان كه ياد خواهيم كرد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 263 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى