تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
حديث جبرئيل آمده است كه چون از ايمان پرسيدند فرمود : ان تؤمن باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و بالبعث بعد الموت ، و بالحساب ، و بالقدر خيره و شرّه . و چون از اسلام پرسيدند پنج خصلت را ياد كرد ، و به لفظ « اسلام » عبارت فرمود از تسليم ظاهر به « 171 » قول و عمل . و در حديث سعد آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - مردى را عطا داد ، و ديگرى را نداد . سعد گفت : تركت فلانا و هو مؤمن . [ 199 ] پيغامبر گفت : او مسلم . سعد آن سخن مكرر كرد ، پيغامبر همان جواب أعادت فرمود . مترجم مىگويد : و اين سخن دو معنى احتمال دارد : يكى آن كه به لفظ « مسلم » آن خواسته است كه در ظاهر مستسلم است . و دوم آن كه او از افاضل مؤمنان نيست ، و مقام او بر تو پوشيده است ، بدان سبب وى را در مقامات شريف با ايشان مساوى مىدارى . و در روايت آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - را پرسيدند : اىّ الاعمال افضل ؟ فقال : الإسلام . گفتند : اىّ الإسلام افضل ؟ فقال : الايمان . و اين دليل تداخل است ، و آن موافق‌ترين استعمالى است مقتضى لغت را . چه اسلام عملى است از اعمال ، و فاضل‌تر همهء عملهاست . و اسلام تسليم است - امّا به دل ، و امّا به زبان ، و امّا به جوارح - و فاضل‌تر تسليمها تسليم دل است ، و آن تصديق است كه آن را ايمان گويند . و اين هر سه اطلاق ، اختلاف و تداخل و [ ترادف ] ، از طريق تجوّز لغت بيرون نيست . اما اختلاف از آن روى كه ايمان عبارتى باشد از تصديق دل بس ، و اين موافق مقتضى لغت است ، و اسلام عبارتى از تسليم ظاهر ، و اين هم لغت را موافق است . چه تسليم به محلى از محلهاى تسليم ، تسليم باشد . چه شرط حصول اسم ، آن نيست كه معنى عام باشد در كل آن محلها كه وجود آن در آن معنى ممكن بود . چه اگر كسى ديگرى را به بعضى از تن ببسايد ، وى را لامس گويند ، اگر چه به همهء تن نبسوده باشد . و تسليم ظاهر را ، با آن چه تسليم باطن نباشد ، اسلام خواندن از موافق لغت بيرون نيست . و آيت : قالت الاعراب آمنّا . و لفظ پيغامبر او مسلم در حديث سعد ، بر اين وجه است . زيرا كه يكى را از ديگرى جدا كرده است ، و به اختلاف [ تفاضل ] دو مسمّى خواسته است .
هامش
( 171 ) به ، با .