تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
ظاهر است . و ظاهرتر آن است ، و العلم عند اللّه ، كه ميراث حلال نباشد و أعادت نكاح لازم بود . و براى آن حذيفه - رضى اللّه عنه - در جنازهء منافقان حاضر نشدى ؛ و عمر - رضى اللّه عنه - حضور او را مراعات كردى ، اگر حذيفه حاضر نشدى او نيز نيامدى . و نماز فعلى ظاهر است در دنيا اگر چه از عبادات است . و توقّى « 174 » از حرام نيز واجب است چون نماز ، و اين مناقض آن سخن نيست كه گوييم : ميراث حكم اسلام است ، و اسلام استسلام است . چه استسلام تمام آن باشد كه ظاهر و باطن را شامل بود . و اين بحثهاى فقهى ظنى است كه بناى آن بر ظواهر ألفاظ عمومات و قياسهاست . و نبايد كه كوتاه بينى در علوم ، گمان برد كه مطلوب در اين باب قطع است ، بدانچه جريان عادت آن است كه اين را در فن كلام آرند كه مطلوب آن قطعى باشد . چه كسى كه در عادتها و رسمها نگرد ، در علمها وى را فلاحى نباشد . سؤال شبهت معتزله و مرجئه در اين باب از كجاست ؟ و جهت آن چه قول ايشان باطل است چيست ؟ جواب شبهت ايشان عمومات قرآن است . اما مرجئان مىگويند كه مؤمن در آتش نرود اگر چه همهء معصيتها ارتكاب نمايد ، به دليل اين آيت‌ها : يكى
فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً
. « 175 » اى ، هر كه به پروردگار خود بگرود از كم كردن ثواب و إبطال كل آن نترسد . دوم
وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ
« 176 » . در اين آيت درجهء صديق را بر مجرّد ايمان مرتب گردانيده است . سوم
كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ؟ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ
« 177 » . و لفظ « كلّما » عام [ 203 ] است ، پس دليل كند بر آن چه هر كه را در آتش اندازند مكذّب نبوت باشد . و بدين لازم آيد كه هر كه مكذّب نبوت باشد وى را در آتش اندازند . چهارم
لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى
. « 178 » و در اين آيت حصر است ، و اثبات پس از
هامش
( 174 ) توقى ، خويشتن دارى ، پرهيز . ( 175 ) جن 72 - 13 . ( 176 ) حديد 57 - 19 . ( 177 ) ملك 67 - 8 و 9 . ( 178 ) ليل 92 - 15 و 16 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 266 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى