تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ . وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
« 153 » . و اين ممكن است ، و تصديق بدان واجب . چه خدايى كه قادر است بر آن كه مرغ را در هوا بپراند ، قادر است بر آن كه آدمى را بر صراط روان گرداند .

اصل ششم آن كه بهشت و دوزخ آفريده شده‌اند .

( 1 ) قال اللّه تعالى :
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
. « 154 » و اين دليل است بر آن چه آفريده شده است . و راندن او « 155 » بر ظاهر واجب است ، چه در آن استحالتى نيست . و نبايد گفت كه در آفريدن آن پيش از روز جزا چه فايده ؟ چه ، بارى تعالى را از افعال وى نپرسند :
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
« 156 » .

اصل هفتم آن كه امام به حق پس از پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - بو بكر است ، پس عمر ، پس عثمان ، پس على - رضى اللّه عنهم

( 2 ) « 157 » و پيغامبر هيچ كس را تعيين نكرده بود . چه اگر كرده بودى ظاهر شدن آن اولى بودى از ظاهر شدن تعيين در آحاد واليان و اميران ، كه به شهرها نامزد مىفرمود . و آن پوشيده نماند ، پس اينكه بزرگتر است چگونه پوشيده ماند ؟ و اگر ظاهر بود چگونه مندرس شد و به ما نرسيد . و امامت بو بكر نبود مگر به اختيار و بيعت . و اما تقدير « 158 » تعيين ديگرى ، غير بو بكر ، نسبت كردن كل صحابه است به مخالفت پيغامبر و [ خرق ] اجماع . و بر اختراع آن هيچ كس دليرى نكند ، مگر روافض . و اعتقاد اهل سنت تزكيت همهء صحابه است و ثناى ايشان ، چنان كه خداى و پيغامبر وى بر ايشان ثنا گفته‌اند . و آن چه ميان معاويه و على - رضى اللّه عنهما - رفت ، بناى آن بر اجتهاد بود . چه على گمان برد كه سپردن كشندگان عثمان ، با آن چه قرابتان ايشان بسيارند و با لشكر در آميخته ، در اول امامت سبب تشويش و اضطراب باشد و تأخير صواب‌تر ديد . و معاويه پنداشت كه تأخير كار ايشان با بزرگى
هامش
( 153 ) صافات 37 - 23 و 24 . ( 154 ) آل عمران 3 - 133 . ( 155 ) راندن او ، حمل او ، اطلاق او . ( 156 ) انبياء 21 - 23 . ( 157 ) « كتاب قواعد عقايد » ، پاورقى 13 . ( 158 ) تقدير ، فرض .