تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
است . و از عقل فهم سخن او حاصل مىشود و احاطت به امكان آن چه در مستقبل مىگويد . و طبع مستحث « 138 » مىباشد بر حذر كردن از ضرر [ و معنى وجوب چيزى آن باشد كه در ترك آن ضررى بود ، و معنى ايجاب شرع آن كه معرّف ضرر ] متوقّع باشد . چه عقل هدايت نكند بدانچه از اتباع شهوات ، پس از مرگ ، ضررى باشد . اين است معنى شرع و عقل و تأثير ايشان در تقرير واجب . و اگر بيم عقوبت نباشد بر ترك فرمان ، وجوب ثابت نشود . چه واجب را معنيى نيست مگر آن چه در ترك او زيانى باشد در آخرت .

اصل نهم آن كه بعث انبيا - عليهم السلام - محال نيست ،

( 1 ) به خلاف براهمه كه گفته‌اند : در بعث ايشان فايده‌اى نيست ، چه عقل بسنده است . و اين سخن باطل است . زيرا كه عقل به كارهايى كه موجب نجات آخرت باشد هدايت نكند ، چنان كه به داروهايى كه سبب صحت باشد راه ننمايد . و حاجت خلق به پيغامبران همچنان است كه حاجت ايشان به طبيبان . و لكن صدق طبيب به تجربه توان دانست ، و صدق پيغامبر به معجزه .

اصل دهم آن كه حق تعالى محمد را - عليه الصلاة و السلام - به رسالت فرستاده است و خاتم انبيا كرده ،

( 2 ) و ناسخ آن چه پيش از او بود از شريعتهاى جهودان و ترسايان و [ صابيان ] ، و به معجزات ظاهره و آيات باهره مؤيد گردانيده ، چون شكافتن ماه و تسبيح سنگ و سخن گفتن جانوران غير ناطق و روان شدن آب از ميان انگشتان . و از آيت‌هاى ظاهر كه با كلّ عرب بدان تحدّى « 139 » فرموده است قرآن است . چه ايشان با آن چه در فصاحت و بلاغت متميز بودند ، خود را در معرض كشتن و غارت « 140 » آوردند و معارضه نيارستند كرد . چه در قدرت آدميان نيست كه جزالت قرآن با نظم آن فراهم آرند ، با آن چه مشتمل است بر اخبار پيشينيان با آن كه امّى بود و كتابها ناخوانده ، و اخبار از مغيبات در كارهايى كه صدق آن در مستقبل محقق شد ، چنان كه آمده است :
هامش
( 138 ) مستحثّ ، برانگيزاننده . ( 139 ) تحدّى ، به نبرد خواندن . ( 140 ) كشتن و غارت به دست ياران رسول اكرم ( ص ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 255 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى