خود ممكن است . و بدانچه اجزاى مرده را ساكن بينيم و سؤال نشنويم ، آن را دفع نبايد كرد . چه خفته به ظاهر خود ساكن باشد ، و در باطن لذتها و المها دريابد كه در بيدارى اثر آن احساس كند .
و پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - جبرئيل را بديدى و سخن او بشنيدى ، و ديگران كه گرد بر گرد وى بودندى نشنيدندى و نديدندى . و به چيزى از علم وى محيط نشوند مگر بدانچه خواسته است . « 147 » پس چون ايشان را سمع و رؤيت نيافريند ادراك نكنند .
اصل سوم عذاب گور است ،
( 1 ) و شرع بدان وارد است . قال اللّه تعالى :
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ
. « 148 » و مشهور است از پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - و از سلف صالح ، كه از عذاب گور استعاذت « 149 » كردندى ، و آن ممكن است . پس تصديق بدان واجب باشد . و تفرّق اجزاى مرده در شكم ددگان و حوصلهء « 150 » مرغان مانع تصديق نباشد . چه در يابندهء الم عذاب از حيوان جزوهاى مخصوص است ، و حق تعالى قادر بر آن چه ادراك را در آن أعادت فرمايد .
اصل چهارم ترازو است .
( 2 ) قال اللّه تعالى :
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ
. « 151 » [ 196 ] و قال :
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
. « 152 » و وجه او آن است كه حق تعالى در صحيفههاى اعمال وزنى پيدا آرد بر اندازهء درجات اعمال در حضرت حق تعالى . و مقادير اعمال بندگان ايشان را معلوم شود تا عدل در عذاب و فضل در عفو و تضعيف ثواب ظاهر گردد .
اصل پنجم صراط و آن پلى است ممدود ،
( 3 ) و بر متن آتش ، باريكتر از موى و تيزتر از شمشير . قال اللّه تعالى :
هامش
( 147 ) و لا يحيطون بشيء من علمه الاّ بما شاء ( بقره 2 - 255 ، از آية الكرسي ) .
( 148 ) مؤمن 40 - 46 .
( 149 ) استعاذت ، پناه خواستن .
( 150 ) حوصله ، چينهدان ، ژاغر .
( 151 ) انبياء 21 - 47 .
( 152 ) مؤمنون 23 - 102 .