تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
نكرت « 123 » ، و رشد « 124 » و غوايت ، و فوز و خسران ، و طاعت و عصيان از اوست . و قضاى او را رد كننده‌اى و حكم او را بردارنده‌اى نيست . آن كس را كه خواهد گمراه كند ، و آن كس را كه خواهد راه نمايد . اعتراض بر وى وارد نشود ، و بر جز وى متوجه بود . و از راه نقل ، اجماع امت بر كلمهء ما شاء اللّه كان ، و ما لم يشأ لم يكن در اين مسئله دليل است . و قول حق تعالى :
أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً
. « 125 » و قول او :
وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها
« 126 » . و از روى عقل دليل آن است كه جرم و معصيت اگر به ارادت حق تعالى نباشد ، بر وفق ارادت ابليس كه دشمن وى است بود ، پس كارهاى بر وفق ارادت دشمن خداى بيش از آن بود كه بر وفق ارادت خداى . و مسلمان چگونه روا دارد كه جبار ذو الجلال را به مرتبه‌اى باز آرد كه اگر رياست زعيم ديهى در آن مرتبه باشد از آن ننگ دارد ! چه اگر مراد دشمن زعيم در ده بيش از آن استمرار پذيرد كه مراد زعيم ، هر آينه از آن زعامت انفت كند و از آن رياست بيزارى طلبد . و معلوم است كه معصيت بر خلق غالب است ، و كل آن نزديك مبتدعان بر خلاف ارادت حق تعالى است . و اين غايت ضعف و نهايت عجز باشد . تعالى ربّ الارباب عن قول الظّالمين علوّا كبيرا . « 127 » و هر گاه كه ظاهر شد كه افعال بندگان مخلوق حق تعالى است ، درست شد كه مراد وى است . سؤال چگونه باز دارد از چيزى كه مراد وى است ؟ و چگونه فرمايد چيزى كه مراد وى نيست ؟ جواب امر غير ارادت است ، و اين سخن به مثالى روشن شود . و مثال آن است كه چون خواجه‌اى بندهء خود را أدب كند ، و سلطان به جهت آن با وى عتاب فرمايد ، [ 191 ] و خواجه عذر خود بر اين جمله تقرير كند كه بنده‌اى نافرمانبردار است ، و سلطان وى را استوار ندارد ، و او خواهد كه حجت خود ظاهر گرداند بدانچه بنده را كارى فرمايد و او در آن مخالفت نمايد ، پس در حضور سلطان بنده را فرمايد كه اسب زين كن ! و او در اين حال آمر باشد بدانچه امتثال آن نخواهد ، « 128 » چه اگر آمر نباشد عذر او نزديك سلطان ممهّد نشود ، و اگر امتثال خواهد هلاك خود خواسته بود ، و اين محال است .
هامش
( 123 ) نكرت ، نشناختن . ( 124 ) رشد ، به راه راست شدن ، هدايت شدن . ( 125 ) رعد 13 - 31 . ( 126 ) سجده 32 - 13 . ( 127 ) برتر است رب الارباب از گفتهء ستمگران برترى بسيار . ( 128 ) در متن عربى : فهو يأمره بما لا يريد امتثاله .