تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

اصل دهم آن كه حق تعالى عالم به علم ،

( 1 ) و حىّ به حيات ، و قادر به قدرت ، و مريد به ارادت ، و متكلم به كلام ، و سميع به سمع ، و بصير به بصر است . و اين اوصاف او را از اين صفات قديمه است . و قول كسى كه گويد : عالم بىعلم است ، همچنان باشد كه گويد : غنى [ 189 ] بىمال است ، و علم بىعالم ، « 117 » و عالم بىمعلوم ، كه علم و عالم و معلوم متلازم است ، چون قتل و قاتل و مقتول . و چنان كه قاتل بىقتل و مقتول ، و مقتول بىقاتل و قتل متصور نشود ، همچنان عالم بىعلم ، و علم بىمعلوم ، و معلوم بىعالم متصور نبود ، بل اين سه در عقل متلازمند ، و بعضى از آن از بعضى خالى نباشد . و هر كه عالم بىعلم روا دارد ، بايد كه عالم بىمعلوم ، و علم بىعالم روا دارد ، چه ميان اين اوصاف فرقى نيست .

ركن سوم در دانستن افعال حق تعالى

( 2 ) و مدار آن بر ده اصل است .

[ اصل ] اول دانستن آن كه هر چه در عالم حادث است فعل و خلق و اختراع اوست ،

( 3 ) جز او خالق و محدث نيست . خلق و صنعت ايشان بيافريده ، و قدرت و حركت ايشان هست گردانيده ، و همهء افعال بندگان مخلوق اوست ، و متعلق به قدرت او . چنان كه گفته است :
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
. « 118 » و در آيت ديگر گفته :
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
. « 119 » و جاى ديگر گفته :
وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ . أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
. « 120 » بندگان را در قول و فعل و نهان و آشكار به احتراز امر كرده است ، براى آن كه عالم است به موارد افعال ايشان ، و به خلق و علم استدلال فرموده . و چگونه خالق فعل بنده نباشد ؟ و « 121 » قدرت او تام است ، و در آن قصور نى ، و [ آن ] متعلق است به حركات تن‌هاى بندگان . و حركات متماثل است و تعلق قدرت بدان براى ذات آن ، پس تعلق آن را از بعضى حركات دون بعضى چه چيز مانع است ، با آن چه همه متماثلند ؟ و چگونه حيوان به اختراع
هامش
( 117 ) در شرح زبيدى : ( و عالم بلا علم ) . ( 118 ) زمر 39 - 62 . ( 119 ) صافات 37 - 96 . ( 120 ) ملك 67 - 13 و 14 . ( 121 ) و حال آن كه .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 248 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى