تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بدانچه وصلتى سازيم كه حقايق آن ما را منكشف شود ، كه همه خلق را آن تكليف نفرموده‌اند . و اگر اين عقايد از اعمال نبودى آن را در اين كتاب نياورديمى . و اگر نه آنستى كه آن اعمال ظاهر دل است نه عمل باطن او ، در نيمهء اول از اين كتاب ايراد نكرديمى . و كشف حقيقى نباشد مگر صفت سرّ دل و باطن او . و لكن چون سخن بدان مقام رسيد كه تناقض ظاهر و باطن تخيل مىشود ، چاره نباشد از سخنى موجز در حل آن . چه آن كس كه مىگويد : حقيقت مخالف شريعت است ، يا باطن مناقض ظاهر ، او به كفر نزديك‌تر از آن است كه به ايمان . بل اسرارى كه مقربان به دريافت آن مخصوصند - و بيشتر مردمان در علم [ آن ] مشارك ايشان نه‌اند ، و ايشان از فاش كردن آن امتناع مىنمايند - رجوع آن به پنج قسم است : قسم اول آن كه چيزى در نفس خود دقيق باشد ، و بيشتر فهمها از دريافت آن عاجز . پس خواص به دريافت آن مخصوص باشند ، و بر ايشان واجب كه آن را با غير مستحق نگويند . چه بر ايشان فتنه شود ، به سبب قصور فهمهاى ايشان از دريافت . و پوشيده داشتن پيغامبر - عليه السلام - سرّ روح را ، و از بيان آن باز بودن ، از اين قسم است چه حقيقت او از آن جملت است كه فهمها از ادراك آن عاجز است ، و وهمها از تصور كنه آن قاصر . و گمان مبر كه آن ، پيغامبر را - عليه الصلاة و السلام - مكشوف نبود . چه آن كس كه روح را نشناسد چنانستى كه نفس خود را نشناخته است ، و كسى كه نفس خود را نشناسد پروردگار خود را چگونه شناسد ؟ و دور نيست كه آن ، بعضى اوليا و علما را مكشوف باشد ، اگر چه پيغامبر نباشند . و لكن أدب شرع نگاه دارند ، از آن چه پيغامبر ساكت بوده است ساكت باشند . بل در صفات حق تعالى غوامضى است كه فهمهاى جماهير از دريافت آن قاصر است . و پيغامبر - عليه السلام - نگفته است از آن مگر آن چه فهمها را ظاهر است ، از علم و قدرت و غير آن ، تا خلق به نوع مناسبتى كه با علم و قدرت خود توهّم نموده‌اند آن را فهم كرده‌اند . چه ايشان را صفتهاست كه آن را علم و قدرت خوانند ، پس آن را به نوع مناسبتى توهّم كنند . و اگر از صفات او چيزى گفته شود كه خلق را صفتى نباشد كه با آن اندك مناسبتى دارد فهم نكنند . بل لذت مباشرت اگر با كودك و عنّين گفته شود ، آن را فهم نكنند ، مگر به مناسبت لذت طعام كه آن را دريابند ، و آن فهم محقّق نباشد . و مخالفت « 52 » علم و قدرت خداى علم [ 173 ] و قدرت خلق را بيش از آن است كه مخالفت لذت
هامش
( 52 ) مخالفت ، اختلاف ، فرق .